Forum Posts

shahin moghaddam
Nov 19, 2022
In Topics and General Discussion
به نام خداوند جان و خرد هر آنچه لازم است درباره انقلاب ملی 1401 و فردای ایران بدانیم الآن دقیقا وقت دانستن و فکر کردن به مسیر پس از پیروزی است به نام ایران، به نام زن زندگی آزادی مرد میهن آبادی هم میهنان ارجمند درود به شما و همبستگی و دلاوری های شما مطلب پیش رو دربردارنده نکات و تحلیل های مهم و ضروری هست که در این برهه تاریخی از کشومان حتما باید بدانیم و به خانواده و دوستان و اطرافیان آگاهسازی کنیم. ممکن است تمام مطالب را بدانید یا در ابتدا برداشت لازم و دید مثبت را نداشته باشید یا بین آنها، در هر صورت خواهش میکنم حتما چندین بار مطالعه بفرمایید و پیام اصلی را مد نظر داشته باشید و برای خانواده و دوستان ارسال فرمایید. من یک فرزند این سرزمین با دلی پر از عشق و مهر به تک تک ایرانیان و کل این مرز پرگهر با خواهش و تمنای بی پایان از شما دعوت میکنم این مطلب که به زبان محاوره و بدون مطالب سنگین علوم سیاسی و تاریخ نوشته شده را مطالعه بفرمایید. در این نوشتار هرگز قصد فضل فروشی نیست و گردآورنده فروتنانه ایمان دارد همه شما دارای درک و تحلیل مناسب هستید این جزوه چکیده و یادآوری موارد مربوط به امروز و آگاهسازی از توطئه های پیش رو است. مطالب بر اساس واقعیت های موجود و منافع ملی ایران و همه ایرانیان نوشته شده و هرگز رای و نظر و میل شخصی خانوادگی یا حزبی نمی باشد. و قابل استفاده برای هر هم میهنی با هر فکر و عقیده ایست مهرتان پایدار و پاینده ایران. برای دانستن اینکه پس از جمهوری اسلامی به کدام سو باید رفت لازم است انواع شکل های حکومت و ویژگی آنها را بدانیم. انواع حکومت در دنیا: ابتدا سلطنت مطلقه، که در آن شاه یا سلطان یا امیر یا امپراطور، مدیریت کشور، و خاندان او صدارت و وزارت را در اختیار دارند نوع دیگر جمهوری ست انواعی دارد که در یک گروه اند و اکثریت کشورهای دنیا را شامل میشود. میتوانیم مقایسه را در اطراف خود داشته باشیم: کشورهای عربی در غرب آسیا و شمال آفریقا، شباهت های بسیار زیادی در؛ تبار، زبان، دین، جغرافیا، فرهنگ، منابع نفت و گاز و غیره دارند، برخی وسیع بعضی کوچک اند که غالبا دو نوع حکومت دارند یا امیر دارند مانند آل نهیان یا آل ثانی یا ... که دولت را در دست دارند یا جمهوری هستند، حال وضع مالی مردم، امنیت مردم و کشور، ارزش پول، پاسپورت و ...:در دو دسته زیر چگونه است؟ کویت، بحرین، اردن،(مشروطه) عمان، امارات، سعودی، قطر(مطلقه) ... سوی دیگر عراق سوریه لبنان یمن سودان سومالی که جمهوری اند. می بینیم وقتیکه مقایسه واقعی و موردی میکنیم نتیجه با تئوری یا تبلیغات و پیشفرض ما فرق دارد توقع داشتیم سلطنت مطلقه بسیار بد و جمهوری خوب باشه اما در عمل در این کشورها چیز دیگری شاهد هستیم. شکل دیگر حکومت پادشاهی مشروطه یا پارلمانی است. اروپا رو بررسی میکنیم: کشورهای نروژ، سوئد، بریتانیا، اسپانیا، هلند، ، بلژیک، دانمارک، و چند کشور دیگر پادشاهی هستند. و خب وضعیت حقوق بشر و اقتصاد و دموکراسی و پیشرفت و آزادی و امنیت مردم ، ارزش پول، پاسپورت و هر شاخصه دیگر نسبت به تمامیه کشورهای جمهوری در دنیا نیاز به توضیح ندارد. البته پادشاهی انگلستان متعلق به شانزده کشور مشترک المنافع دیگر از قبیل کانادا، استرالیا، جامائیکا، نیوزلند، ولز و اسکاتلند هم میباشد. اینها پادشاهی مشروطه هستند که دارای پارلمان و دولت و از بهترین و واقعی ترین دموکراسی ها جهان هستند. ژاپن، تایلند و مالزی هم پادشاهی هستند. تا اینجا موارد واقعی و موجود از کشورهای جهان با سیستم پادشاهی را نیز مرور کردیم بالغ بر ۱6۰ کشور حکومت جمهوری دارند، کشورهای آسیای میانه، روسیه، کشورهای فقیر شرق دور، امریکای لاتین، شرق اروپا، کشورهای آفریقا، تمام کشورهای استبدادی کمونیستی بدون استثنا جمهوری اند، کمونیستها هرگز در انتخابات هیچ جا پیروز نشدند و همیشه با انقلاب مسلط شده اند (کتاب مزرعه حیوانات خواندنی است). دقیقا مثال امروز کشورمان ایران. و همینظور شورش و انقلاب 57 که چپ های مذهبی به قدرت رسیدند. کشورهایی که توسط مافیا و سازمانهای امنیتی بیگانه اداره میشوند نیز جمهوری اند. بالاترین فساد اداری، قاچاق، موادمخدر، اسلحه، قاچاق انسان، مشکلات م مسایل زنان، رابطه جنسی با کودکان، تجارت پوست و عاج حیوانات، پولشویی؛ همه و همه در کشورهای جمهوری است. فقط ایالات متحده کشوری آزاد و استثنایی است که هر ایالت قانون و دولت خودش رو دارد که بصورت فدرات اداره میشود، وتاریخ طولانی ایی هم ندارد و در دسته فساد اقلیت هم نیست و قدرتمند است.. و شبیه هیچ کشوردیگری نیست از بسیاری جهات، قدرت،موقعیت جغرافیایی، تنوع مردمی و موارد بسیاردیگر. انگشت شمار کشورهایی مانند آلمان و فرانسه دارای جمهوری نسبتا خوبند که آنها هم در دل اروپا و بین پادشاهی ها هستند.. کلا جمهوری برای کشورهای جدیدالتاسیس یا تجزیه شده ممکن است خوب باشد مثل اسرائیل یا جمهوری چک و اسلواکی که آنها هم تجزیه شده اند. کشور پادشاهی یوگسلاوی هم با طیفهای مختلفی از فرقه های مسیحی و مسلمان و یهودی، صرب و کروات که در علم و صنعت و اختراعات و ورزش پیشرو بود نیز اول جمهوری شد و سالها درگیر تشنج جنگ و جنایت و نسل کشی و فلاکت بود تا نهایتا امروز به هفت جمهوری کوچک و فقیر تبدیل شدند که دختران و پسرانشان مجبورند به اروپای غربی برای هر نوع خدمتکاری و کارگری. بروند. خلاصه اینکه تمام کشورهای پادشاهی موجود در جهان امروز، دراکثر زمینه ها برتر هستند، شرایط مردم، حقوق مردم و منافع ملی و ارزش پول و پاسپورت، آموزش، بهداشت، حقوق بشر، محیط زیست، و روابط شان با دنیا با مطلوبیت بالاست و هیچ کدام جهان سومی نیستن، جمهوری برخلاف تصور مترادف با دموکراسی نیست جمهوری به معنی ایده آل نیست، به معنی آزاد و پیشرو شدن شبیه ایالات متحده هم نیست اکثریت کشورهای جهان سوم، کشورهای مافیایی، تمام چپ گراها، تمام استبدادها، جمهوری اند. از بیش از صد و پنجاه کشور،کمتر از ده کشورآ دارای سیستم جمهوری دارای استاندارد متوسط و خوب هستند. که یا مثل امریکا پس از سالها جنگ داخلی متحد شدند، یا جدید التأسیس اند مثل اسرائیل، یا تجزیه شده اند مثل جمهوری چک و کره. و اما ایران برای ایران دو انتخاب پیش رو داریم در صورتی که ملت آگاهی باشیم و تغییرات را بخوبی مشاهده کنیم و در زمان درست بازخورد درست بدهیم و تاثیر عوامل بیرونی را کم اثر کنیم پس از براندازی رژیم فعلی میتوانیم بین شکل حکومتی جمهوری و پادشاهی مشروطه رفراندوم سالم و آزاد داشته باشیم. بررسی های من به عنوان یک آدم مشتاق و خواستار ثبات و پیشرفت و جایگاه واقعی ایران، حفظ منافع ملی، رعایت شدن مفاد منشور بین المللی حقوق بشر و رفاه مردم ایرانزمین و داشتن جایگاهی درخور و جهانی به قرار زیراست: بازگشت به قانون اساسی مشروطه پادشاهی ایران که ثمره مبارزات ایرانیان فهیم و دلیر در سیاهترین روزگار قاجار است و با وجود تمام دسیسه های استعمار روس، انگلستان، آخوندها و سلطان نشین قاجار به تصویب رسید. در این سیستم شاه یا ملکه عامل وحدت ملی و تمامیت ارضی و حفظ ارزشهای فرهنگی و مقامی تشریفاتی با قدرت محدود خواهند بود. فعالان سیاسی و نخبگان (نه هر مبارز خوب امروز) با تشکیل حزب و اساسنامه به روشنی اهداف خود را تبین میکنند. کارشناسان مربوط را جلب و اهداف و توانایی رو به مردم معرفی میکنند ( در سیاست اپوزسیون امروز کسی بودن بسیار راحت است، حلال مشکلات بودن دارای تیوریهای اساسی بودن بسیار سخت، حرفه ای و سنگین است ) پارلمان یا مجلس شورای ملی با رای مردم طبق قانون اساسی تشکیل میشود، نخست وزیر و دولت وظیفه اجرایی دارند دادگستری مستقل و سالم وظیفه بسیار مهم رعایت قانون را دارد خوشبختانه در همه موارد ظرفیت انسانی خوب و مناسب در ایران بفور وجود دارد و ما دارای گنجینه ای از زنان و مردان توانمند هستیم. که وقتی همه چیز شفاف،با قانون مشخص و مردم آگاه به حقوق و مسئولیتهای خود باشند به فرهیختگان درمیدان نمود خواهند کرد و ثبات و توسعه ایران به شکل منطقی و غیررویایی و اصولی انجام خواهد شد. سندروم ۵۷ من اسم بیماری ای که مردم ۵۷ به آن مبتلا شده بودند و امروز هم باعثان همان بلا در حال تبلیغ و ترویجش هستن راسندروم ۵۷ میگذارم. یعنی یک شخص که بهترین خدمت و عملکرد را در طول سالیان زمامداری اش برای مردم و کشور داشته است اما اجتماع بر علیه او طغیان کرده و خواستار مرگ و نابودی او میشوند.درست همان اتفاقی که علیه شاه ایران افتاد. اما منشا آن چیست؟ هشتاد سال تبلیغات چپ جهانی علیه پادشاهی ایران، بدون وجود کوچکترین خطا درعملکرد حکومت پهلوی...با اینکه هرگز عملکردی خارج قانون اساسی و حقوق بشر و منافع ملی از شاهان پهلوی دیده و ثبت نشده. امروز در قالب نه شاه نه شیخ و امثال آن این سندروم در بین عوام تحصیل کرده دوباره شایع شده است (توسط شورای خودخوانده گذار و مجاهدین خلق و توسط عوام توده ای و کمونیست تحصیلکرده ) سریع ترین راه برای باکلاس شدن و ادعای فهیم بودن: توهین به شاه و نهاد پادشاهی و تاریخ ایران (بخش روشن و شکوهمندش) و خواستن چیزی بهتر و فراتر است، هرچند هپروتی باشد. همیشه به یاد میاورم عباس امیرانتظام را که مردی شریف و باشخصیت و تحصیلکرده با امکانات دولت ستمشاهی! در فرانسه بود اما فریب وعده های دموکراسی جبه [ضد] ملی را خورد و علیرغم ادعای باور به قانون اساسی، با گروههای مسلح تروریستی چپ و خمینی همدست شدن و نقش جاده صاف کن، تطهیر کننده و گمراه کننده دانشجوها رو داشتند، صحبت بختیار برای گفتگو و جلوگیری از فاجعه رو رد کردند و او را هم مجبور به استعفا نمودند و با بازرگان و سنجابی گفتن، تمام دموکراسی ای که میخواهیم را در سیمای امام و جمهوری اسلامی دیدند،که بعد از انقلاب بعنوان اولین خودی با اتهام دروغین جاسوسی زندانی و شکنجه شد،اینها هم خودشان و هم مردم را بخاک سیاه نشاندن د، و کشتار فروهرها را که به یادبیاوریم. در دیگر سو همه ما کلیپ یک خانم کم سواد چادری را هم دیدیم که مخالف رفتن شاه است و با اشک و التماس میگوید این عمامه به سرها ما را بیچاره میکنند. آن زن سمت درست تاریخ بود و گول این انقلاب مهندسی شده ضد ایران وایرانی که توطئه شرق و غرب بود را نخورد. امروز هم ما با آگاهی باید آنچه را که از دست رفته،بازیابیم و دیگه نسل بازی خورده نباشیم با عزت زندگی کنیم . اما اگر هنوز هم بغض به پهلوی داریم بدانیم: قانون پادشاهی مشروطه حاصل مبارزه ایرانیان آگاه در دوران سیاه قاجاراست دورانی که بدترین سلطنت مطلقه بود و این قانون پیشرو باعث جلوگیری از استبداد است و شرایط استبدادی فاسد و وابسته امروز هم دقیقا شرایط قبل از مشروطه است مشابه استبداد کبیربعد از آن استبداد صغیر شرایط امروز را من استبداد عظما می نامم همین طور پرچم شیر و خورشید نشان ایران، به جز سابقه باستانی و تحولات آن، این پرچم را نادرشاه و سپس امیرکبیر درست کرد و به معنی پهلوی نیست. جماعتی که به مخالفت با این دو می پردازند حتی از جمهوری اسلامی تباه ترند، چرا که نام امیر کبیر و ستارخان ها همچنان هم روی مکانهای ایران هست خلاصه سخن ایران کارگاه انقلاب نیست مردم هم موش آزمایشگاهی نیستند جمهوری اسلامی وقتی آمد سعی کرد همه چیز را نابود کند و بگوید هیچ چیزیی نبوده وهرچه هست از امروزه، هرچرا نتوانست نابود کند در کنارش چیز دیگه ای ساخت سپاه در کنار ارتش قوه قضاییه کنار دادگستری ولایت فقیه بجای نهاد پادشاهی امت گرایی به جای ملی گرایی و تبدیل شهروندان به مستکبر و مستضعف، با بصیرت و بی بصیرت نام شهرها، بنادر، خیابانها، دانشگاهها، بانکها، میادین نفت و گاز، سازمانها را تغییر داد آیا دنبال جمهوری دیگری با وعده های هپروتی هستیم که همه چیز را بکوبد و بگوید که ایران یک برگ سفید است و ما مبدا تاریخ؟ ← در پادشاهی مشروطه شاه یا ملکه نماد فرهنگی و عامل وحدت ملی و تمامیت ارضی است پارلمان با رای مردم هر شهر، و دولت و نخست وزیرش مورد تایید همان مجلس شورای ملی با وظایف مشخص در هر بخش و ارگان با دادگستری مستقل است. پرسش: پس چرا شاه و رضاشاه اینقدر فعال بودند و به نحوی همه کاره بودند؟ دلیل نخست: فعالیت آنها از روی عشق و مهر به ایران و ایرانی بود و فراتر از وظیفه و در جهت مثبت دوم: آن زمان هنوز این دید بود که شاه خود برای کشور باید کار کند سوم: میخواستند عقب افتادگی و خیانتهای قاجار را به سرعت جبران کنند شهبانو ، اشرف و دیگران هم بسیار فعال بودند، برخلاف لجن پراکنی چپ و مصدقیون و ملاها نه فساد مالی داشتند و نه اخلاقی چهارم: با وجود مدیران بسیار شایسته، شاه به دلیل رشد اقتصادی بالا، همواره نگران پرداخت رشوه از کمپانی های خارجی به مدیران بود، و یکی از وظایف ساواک جلوگیری از همین موارد بود، که به دشمنی عده ای ناپاک داخل سیستم هم منجر شد. پنجم:به اصطلاح فعالین سیاسی به جای تشکیل حزب و کار برای کشور و ملت و نقد مفید، فقط نشستند در کافه ها، از امکانات کشور برای سفر به خارج استفاده کردند و فقط به دروغ های سیاسی، اتهام های دروغ مثل قتل تختی و بهرنگی و همکاری با سازمانهای امنیتی بیگانه پرداختند. هیچ کدام هرگز نگفتند خواستیم حزبی تاسیس کنیم و شاه نگذاشت. حزب توده هم که در اساسنامه اش سوگند خوردند حافظ منافع شوروی باشند! اما امروز پتانسیل این را داریم که هر چهار نهاد اصلی، حکومتی مشابه نروژ و یا دیگر کشورهای پادشاهی داشته باشیم (اگر فوبیای شاه و کاخ داریم مشکل ماست نه ایراد سیستم) انسانهای بسیار توانمند برای تشکیل پارلمان، دولت و دادگستری و ارتش داریم اما اگر غافل و نادان باشیم چه می شود؟ برخی میگویند یک جمهوری بیاید مگر چه عیبی دارد، انتخاباتی باشد و موروثی نباشد؟ بزرگترین دروغ های جمهوری یکی همین دموکراسی بودن است و دیگری هر کس را خواستیم خودمان انتخاب میکنیم. هرگز چنین نیست و نخواهد بود.در این سیستم همواره یک هیئت حاکمه پنهان همه چیز را کنترل میکند که وابستگی کامل به جریان گلوبالیستها* دارد. هر چهارسال میلیونها دلار صرف نمایشها و فریب مردم میشود، رییس جمهور از روز اول به فکر منافع رفقا و ارباب هاست و حفظ قدرت و تبلیغات غیرقابل اجتناب، *گلوبالیست ها که تلاش در کنترل دنیا دارند، حزب دموکرات امریکا(کارتر،اوباما، بایدن)، کمونیست‌های خجالتی یا صورتی،احزاب چپ اروپا، بزرگترین حامی روس و چین و ونزوئلا و ج.ا و تروریستهای سراسر جهان اند شعارهایشان: صلح، حقوق سیاهان مهاجران، زنان، اقلیت جنسی، آب و هوا و غیره است اما در عمل :مافیای اسلحه، دارو، هالیوود، رسانه ها و ... . دیدیم چطور از روز اول هجمه رسانه ای علیه ترامپ داشتن. ناسیونالیسم و میهن پرستی را با رسانه های پرقدرتشان رایسیسم(نژادپرست)، فاشیسم، راست گرایی، دیکتاتوری و غیره تفسیر میکنند و به تصویر کشیدند. همینها عظیم ترین تبلیعات دنیا را علیه شاه انجام دادند نکته: داشتن حکومت ملی (یک ملت- دولت) به معنای خصومت با ابر قدرتها نیست، اتفاقا راه ارتباط سالم و صحیح با دنیاست. (درباره موروثی بودن یک منسب یک مثال میزنم: وقتی یک پزشک یا خیاط یا تعمیرکار یا معلم خوب و شایسته انتخاب میکنیم و بعد از مدتی متوجه میشویم پدر یا مادر او هم همین پیشه را دارند چه حسی پیدا میکنیم؟ حس رضایت و اطمینان بیشتر، پس اگر در پادشاهی حس دیگری داریم به دلیل موروثی بودن آن نیست به دلیل تبلیغات هشتادساله نهادینه شده در وجود ماست. با وجود مشروطه نگرانی از قدرت مطلق شدن یک نفر و استبداد وجود ندارد. در پادشاهی مشروطه، نخست وزیر که تایید شد بر اساس عملکرد تا سیزده سال هم میتواند سر کار باشه، اگر بد بود پارلمان سه ماهه میتواند اورا برکنار کند. مثل قبل از شورش 57. و آن هزینه های کلان را ندارد. در مجلس شورای ملی و دولت، افراد و احزاب برای انتخاب و بقا مجبورند کارایی و ثمر داشته باشند نه ارادت به ایدئولوژی رهبر یا اهداف گلوبالیستها و سرویسهای امنیتی بیگانه. اینها ایرادات کلی جمهوری است اما بدترین و خطرناکترین مورد که جمهوری مشخصا برای ایران دارد: همانطور که تجربه کردیم، دوم خرداد ۷۶ پروژه ای بود برای استمرار و بیمه نظام بدون هیچ تغییری و البته فریب جامعه داخلی و حتی جهانی که بسیار هم موفق بود تا سال ۹۶ و بیداری مردم: اصلاحطلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا. تشکیل و تقویت لابی ج.ا در امریکا و اروپا، گشت ارشاد و سپاه قدس، نایاک، پایا، کوئینسی، کنگره ایرانیان کانادا همه در دوران اصلاحطلب ها انجام شد چون تا حدودی داخل را فریفته و ساکت کرده بودند و خودشان را سمت مردم و مقابل ج.ا نشان میدادند 🚫⚠️🚫⚠️🚫⚠️ اما خطر اصلی جمهوری: سالهاست سعید حجاریان، تئوریسین اصلاحات، پلن B را برای استمرار فرقه تبهکار حاکم طراحی کرده که مورد تایید دموکرات های آمریکا و برخی سران فاسد اروپایی است: آنهم جمهوری ایرانی است هدف از جمهوری ایرانی یا جمهوری سوم (اگر دوم خرداد را جمهوری دوم بدانیم) ⚠️برپایی یک جمهوری فدرال در ایران است⚠️ همانطور که برای انتخابات ۹۶ سلبریتی ها نقش فراوان داشتند در این پروژه هم نقش دارند و اما جمهوری فدرال چیست؟ اولا فدراتیو برای چند سرزمین جدا که یکی شوند معنا دارد مانند ایالات متحده امریکا که پس از جنگ های داخلی و استقلال متحد شدند. ولی ایران که یکی هست نه چند اقلیم یا ایالت تنها در یک صورت میتوانستیم فدرال شویم که مثلا حکومت قوی و سالم گذشته بود و پس از فروپاشی جماهیر شوروی، ارمنستان آذربایجان یا ترکمنستان میخواستند با ایران فدراسیون بشوند. یا در زمان امپراطوری کوروش که سرزمینهایی را که آزاد کرده بود فرمانروای محلی خودشان رو داشتند،که ساتراپ های ایران بودند. اما در حال حاضر فدرالیسم برای ایران به معنای تجزیه است چون اول باید چند ایالت جدا از کورد و آذری و عرب و بلوچ و... داشته باشیم. در حال حاضر و در این خیزش ملی خطر تجزیه ایران وجود ندارد: یک: چون همه مردم متحد اند و میدانیم این درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمیشود. دو: اینکه تجزیه ایران به تنهایی غیرممکن است و باید در ترکیه، پاکستان و عراق و دیگر کشورها هم تجزیه رخ بدهد و الآن نه شرایطش هست نه غرب چنین قصدی را دارد. اما اگر عوامفریبی رخ دهد و حکومت بعدی جمهوری باشد در سال اول از همه نخبگان ودیگر سلیقه ها را دعوت میکند (مثل اول انقلاب اسلامی) تا اعتبار کسب کنند و مشروعیت، ولی بعد فراریشان خواهند داد، سپس آزادی های حجاب و کنسرت و مک دونالد و آبجو و واردات خوردو و غیره انجام می پذیرد به عنوان رشوه به مردم و تغییر فضا. اقتصاد هم حتی بدون کار بنیادی قابل بهبوده چون به محض انحلال ج.ا و حذف بوجه نهادهای مذهبی داخلی و خارجی یک منبع مالی بزرگ پدید میاد و به نام یک دستآورد بزرگ برای دولت جدید بحساب خواهد آمد. ↙️در این فضا همه فکر میکنند همه چیز درست است و دنیا هم این را به عنوان یک خواست ملی ایرانیان دیده و باور کرده است، کسی هم نمیتواند مخالفت کند. با فدرال شدن بسیار تبلیغ میکنند (تبلیغات هم اکنون هم هست) برای اقوام که بزرگان بیایید و دولت محلی و زبان و پرچم خود را داشته باشید: که شاه و جمهوری اسلامی مرکز گرا بودند و فارس ها تمام ثروت شما را به تهران بردند. تا بچند سال بعد با ایجاد فاجعه انسانی و تغییرات در کشورهای همسایه، ایران را تجزیه کنند نه اینکه بعنوان مثال یک کویت از توش برای عربها در بیاید ابدا. چند جمهوری کوچک فقیر و بدبخت و وابسته ایران همیشه لقمه بزرگی بوده است که هرگز شرق و غرب نتوانستن ببلعند.اما با این فاجعه این کشور نابود، میلیونها زن و کودک بویژه در مناطق مرزی اسیر فاجعه میشوند و بدتر از بوسنی و مونتنگرو و ...و باید تا ابد با خفت زندگی کنیم. و همین رسانه های لندنی و پبج های تیک آبی دار آن زمان حرف های امروز سپاه و نیما نکیسا و مهران مدیری و رعنا رحیم پور را میگذارند تا ته مانده عزت مردم را هم بگیرند و بر سرشون بکوبند و جنایت هاو بچه کش های امروز را هم توجیه و تبرئه کنند. ❌❎❌ پروژه های این چنینی که توسط امنیتی ها و بیگانه ها طراحی، تبلیغ و پشتیبانی عظیم مالی و رسانه ای میشوند یک سری ابزار و عمله دارند شناخت به موقع آنها مهمترین و کارآمدترین راه برای خنثی کردن توطئه آنهاست: عمله های این توطئه کثیف کیستند: ❎ معصومه علینژاد قومیکلا (مسیح ) سال ۸۸ در صدای امریکا با حجاب کلاه ،مامور کانالیزه کردن خشم ملت به سمت احمدی نژاد و حفاظت از ج.ا بود. الان مامور کانالیزه کردن انقلاب از جمهوری اسلامی به یک جمهوری دیگر که میلیونها دلار پول میگیرد برای این کار. و در هر دو مورد مامور پس زدن و تحقیر پادشاهی خواهان و مبارزان ایران دوست واقعی است. ❎ حامد اسماعیلیون تبلیغاتچی روحانی در کانادا که علیرغم کشته شدن زن و فرزند در هواپیمای اوکراینی، در نقش سخنگوی خانواده ها، در عمل میانجیگر بین خانواده ها و سپاه است،که با نفوذی های رژیم در کانادا احاطه شده است، از مجاهدین خلق مشاور حقوقی انخاب میکند. نوه تیمورتاش و اعضای نایاک را مشاورسیاسی میکند،وابسته های سپاه و رژیم مشاور فنی میشوند و بنیانگذار جمهوری اسلامی مسول امور، مالی بدون حساب کتابش! و هیات مدیره ای که اکثریتش را کوردها و کمونیستهای توده ای تشکیل داده اند. و کتابش هم با طرح جلد گویای همه چیز، در ج.ا بفروش میرسد. مخالف آوردن پرچم ملی و شعار در حمایت پهلوی در برلین بود به بهانه اتحاد، به با پروتکل اعلامی و رسمی سخنرانی به زبان انگلیسی و کوردی. صف اول را مردم نمیدیدند که تماما کمونیستها قرق کردند.اما پرچمهای قرمز کمونیستی زده بودند. که البته برگزاری آنهم با گروه مارکسیستی به نام زن زندگی آزادی کالکتیو بود که در پیج رسمی نشان شیرو خورشید را در بزرگترین پرچم سفید کرد. اگر این استبداد و سرکوب نیست چیست؟ در معرفی گروه خود صراحتا اعلام کردند فراملی اند. یعنی بی وطن و جهانوطن در نتیجه هرگز ایران وایرانی و منافع ملی برایشان اهمیت ندارد و باید فدای یک ایدئولوژی دیگر بشود.گلوبال! سخنران ها را معرفی نکرده بودند و به یک تجزیه طلب به نام بوچانی و دوجنسه ها تریبون دادند. بدون اثری از ملیگرایان و مشروطه خواهان و دگر فعالین.! گرچه بیش از هشتاد درصد مردم پرچم ملی شیر و خورشید نشان ایران داشتند.. او که در پرونده 752 یک بازنده شکست خورده کامل بدون کوچکترین دستآوردی در طول 3سال بود در انتهای کار حتی مانع از تروریستی اعلام شدن سپاه توسط کانادا شد به بهانه حمایت از ورود سربازان وظیفه سپاه به کانادا، (خب مرد حسابی اگه سپاه تحریم و ج.ا ساقط بشه که دیگه سربازی نخواهد داشت و سربازان قبلی هم نیازی به مهاجرت به کانادا ندارن) یک نفر که از فداییان خلق بوده توسط هلی کوپتر به تریبون تظاهرات برلین آورده میشه! اما عکسی از اسماعیلیون باز نشر میشود که بعد از جنایت هواپیمای اوکراینی به تنهایی در حال اعتراضه و مثلا امروز ملت مهاجر بی اخلاق ایرانی در سراسر کشور به رهبری او متحد شدند! و الحق چپ با سابقه هشتاد ساله ید طولایی در تبلیغات و جابجایی دیو و فرشته دارد. ❎ گلشیفته فراهانی، فرزند یک توده ای که ملت را با انقلاب ۵۷ شان به خاک سیاه نشانده و سپس به دستبوسی ملاها رفته. سالها با رژیم و پاسدارانی چون حاتمی کیا و بازجوی دادگاه انقلاب خوزستان پرویز پرستویی کار کرده سپس رفته لخت شده. امروز آشکارا به تاریخ روشن این مملکت، ساسانیان، هخامنشیان و پرچم ملی راستین ایران توهین میکنه. گرچه این جماعت با قاجار و شاه سلطان حسین که حرمسرا داشتن و ایران و به باد دادند مشکلی ندارند. ❎ ترانه علیدوستی یار همیشگی اصلاحات که از ۱۵سالگی راه تعامل با ارشاد را بخوبی بلد است هم، امروز خود را به صف قهرمانان رسانده تا در فردای پیروزی وزنه و سهم خواه و مدعی نمایندگی مردم باشد تا به هرسو که خواستند ببرند. ❎ لشگر عظیم توابین اصلاحطلب و زندانیان سیاسی که صادر شده اند. هم عمله های این پروژه اند. شورای خودخوانده گذار به مدیریت حسن شریعتمداری که شعار عوامفریبانه نه شاه نه شیخ سر میده و به زودی پرسنل بی بی سی ، اینترنشنال، منوتو و غیره به صف حامیان پیدا و پنهان جمهوری خواهند پیوست ❎ پروفسور فیروز نادری، انوشه انصاری، شیرین عبادی، نسرین ستوده، پروفسور سمیعی که از شاهرودی حمایت کرد ولی درباره مهسا امینی نظری نداد، افراد رزرو هستن فیروز نادری مدیر ارشد سابق ناسا، عضو سابق هیئت مدیره نایاک و الان پایا است ❎ مطمئنا اینها گله ای کار میکنند و در آینده برای جلب بازماندگان شهیدان خیزش مردمی یا افراد پاکی چون علی کریمی و دایی تلاش خواهند کرد تا آنها را بدون اینکه خودشان بدانند وارد ابن بازی کنند ⚠️ شگردشان در برابر افشاگری و آگاهسازی ما: کافی است کوچکترین نقدی به مسیح یا اسماعیلیون کنی، ترول ها حمله میکنند با اتهام: سایبری بودن، تفرقه انداز بودن، حسود بودن، ساندیسی بودن فاشیست بودن شاه الهی بودن، معتقد به اسپرم مقدس بودن، گوسفند بودن، مرتجع بودن!!!!! (بله ارتجاع سرخ که عمله ارتجاع سیاه بود به ما میگوید مرتجع) برده بودن و انواع ادبیات مشابه که در انتشار آن استادند راه چاره = آگاهی وقتی آگاه باشیم که سیستم قرار است برای ما کار کند نه شخص، دیگر فریب نمیخوریم و نخواهیم خورد ♻️ سیستمی که میشناسیم و کار کرده و رویایی و هپروتی هم نیست و اگر تغییرات و بهبودی بخواهیم در آن قابل انجام است: قانون اساسی مشروطه ایران است اگر باز هم کسی بگوید نه بهترش را میخواهییم، میگویم: از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید آن دموکراسی رویایی موعودتان را نخواستیم، همان ستمشاهی و طاغوت ما را بس! . و موضع رسمی جناب رضا پهلوی: به عنوان یک ایرانی میخواهند مردم از این رژیم رها شوند و شرایط را برای برگزاری یک انتخابات سالم و آزاد برای انتخاب شکل حکومت فراهم کنند. بنابراین ایشان هدفش حمایت از یک شکل خاص حکومت(جمهوری یا پادشاهی) نیست و هدفش حق انتخاب دادن به مردم است. و مبلغ بهشت اجباری نیستند. 🔸️🔶️🔸️ این جاست که به صحبت امیرکبیر می‌رسیم: ابتدا فکر کردم مملکت وزیر دانا می‌خواهد، بعد فکر کردم شاه دانا می‌خواهد، در آخر فهمیدم مملکت مردم دانا می‌خواهد. اگر ما دانا باشیم یا نادان وقتی حق انتخاب پیدا کنیم، در انتخابمان بسیار تاثیر دارد. مثال: در یک کشور آفریقایی اگر بدون آموزش برای مجوز کشتن فیل و ببر رای گیری کنند، همه مردم چون داشتن عاج فیل و دندان و پوست ببر را افتخار میدانند رای مثبت میدن. اما اگر بعد از آموزش و آگاهسازی درباره حیات وحش و آینده و اقتصاد برایشان، رای گیری کنیم، مخالف کشتار حیوانات خواهند شد اگر جمهوری بیاید بعد از مدتی، پیدا یا پنهان، امثال ظریف کرواتی و مرجان ال آقای بی حجاب میشوند همه کاره. خیلی آدمهای حسابی در همه رشته ها در داخل و خارج داریم که اگر سیستم مشروطه مشخص باشد می آیند و کار میکنند اما حاضر به کار در سیستم مبهم جمهوری نیستند. اگر جمهوری بیاید برای آن هدف نهایی که دارند، مشروطه خواهان و وطنپرستان سرکوب و سانسور میشوند. اما اگر پادشاهی مشروطه برقرار شود چه؟ آیا برای جمهوری طلبا اتفاق بدی می افتد؟ خیر، چپ ها میتوانند مثل قبل دوباره به همان کارها ادامه بدهند همانگونه که در مجلس هم نماینده داشتند، گلشیفته برود اینور اونور لخت بشود یا نشود، بی بی سی هرچه میخواهد بگوید. و هرکس به آیین و منش خودش رفتار میکند. چون حکومت و سیستم ناسیونال و پاتریوت، هرگز فاشیسم و توتالیتر و نژاد پرست نخواهد بود. اما جمهوری طلب واقعی و ملی گرا هم میتواند در احزاب شرکت کند، حزب سوسیال دموکرات داشته باشند و حقیقتا برای مردم با رای مردم کار کنند. هر کس از هرجای ایران حتی بچه های افعانی می توانند با لیاقت به بالاترین مقام اجرایی برسند الان در کشورنروژ پادشاهی، یک ایرانی سوسیال دموکرات رئیس پارلمان است، (قانون اساسی مشروطه نروژ مال 200سال پیش هست) یا یک دختر ایرانی ۲۶ ساله ایرانی وزیر شده است. از انطرف به شاهد همگان به فساد بی سابقه دولت کانادا بنگرید. و یک نکته روانشناسی اجتماعی مردم دوست داشتند خودشان مبارزه کنند و چیزی را بدست آورند مثلا در آمریکا زنان سالها مبارزه کردن برای حق رای مبارزه کردند علیه برده داری و نظام ارباب رعیتی. مبارزه کردن برای درس خواندن دخترها الان مبارزه میکنیم برای هرچه داشتیم یکی از صدها آزادی، آزادی پوشش همانها که رضاشاه در سال ۱۳۱۴ و شاه با انقلاب سفید تحولاتی انجام داد که هیچ رهبر چپی حتی وعده آنرا به دهقان و صنعتگر نداد. اینها بود دلیل بازگشت به مشروطه = راه نجات ایران. که اتفاقا برخلاف برخی که میگویند الآن وقتش نیست و به بهانه اتحاد میخواهند کر و کور و لال و مبارز نفهم باشیم و بعد از پیروزی مملکت را تقدیم شان کنیم، الآن وقت دانستن و آگاهیست. به نظر من در زمان انحلال جمهوری اسلامی تا ایجاد شرایط رفراندوم (دولت موقت) هم میتوان به قانون اساسی مشروطه رجوع کرد. فضای تبلیغ برابر و منصفانه برای هر شکل حکومت مهیا باشد. چون بی بی سی فارسی و بقیه رسانه های معیار مخالف سرسخت پادشاهی مشروطه برای ایرانند و برعکس در ویژه برنامه فوت ملکه از نقش نهاد سلطنت در وحدت ملی و فرهنگ کشور و استقلال قوا میگفت. که پیشنهاد میکنم حتما ببینید. اما برای ما جمهوری تجویز میکنند (چرا؟) و صحبت جناب رضا پهلوی در خصوص نداشتن تمایل شخصی به پست حکومتی را سعی میکنند به نبودن حق انتخاب پادشاهی توسط مردم تعبیر کنند. بازگشت به مشروطه و قبل از شورش 57 عقبگرد و تحجر نیست چرا که استبداد عظما ما را حداقل 120 سال عقب برده است و شرایط پیش از مشروطه را داریم. مشروعه داریم. وقتی مسیری اشتباه به جای شمال به جنوب رفته ایم وقتی متوجه خطا شدیم اولین دور برگردان برمیگردیم و اصرار و لجبازی نمی کنیم بله تاریخ دور برگردان ندارد،اما..اما با خون کودکان و زنان و مردان این سرزمین،ندا و پویا و پژمانها، ریرا و مهسا و نیکاها و راستین و کیان ها این فرصت تاریخی به ما داده شده است. اگر هوشیار نباشیم و یا به سمت شرق یا غرب برویم کژراهه 1401 بسیاربسیار تاریکتر، مخوفتر و بی بازگشت تر از کژراهه 1357 خواهد بود. فاجعه 57 نه یک انقلاب واقعی و مردمی که اشغال ایران و تبدیل مردم به گروگان و تبعیدی بود توسط همین چپهای از سوراخ بیرون آمده. واقعه 28 مرداد هم بر اساس هر منبع علمی کودتا نبوده چون کودتا را اصولا مقام پایین تر علیه مقام بالاتر انجام میدهد نه بلعکس. باید خودمان و آیندگان و این مرز پر گهر را نجات بدهیم همه یکدلانند، یزدان شناس به نیکی ندارند از بد هراس دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود آرزومندم درسال 2600 همه در کنار هم در ایران آباد و آزاد و مدرن در شرایطی لایق و درخور مردم و فرهنگی با پیشینه کهن و چندین هزارساله باشم. اما اگر رویدادها طوری بود که در آن دوران زنده نباشم این نوشتار سپارش نامه من باشد میان هم میهنان پاکنهاد و دلیرم. پاینده ایران 27 آبان 2581
1
1
1k
shahin moghaddam
Oct 23, 2022
In Topics and General Discussion
جمهوری اسلامی سقوط کرده است» امروز به لطف قانون ناپایداری ظلم، ایران بعد از قرن ها رنج‌ و‌ سختی از خوابی عمیق بیدار شده است بجز عده ای بسیار اندک که نابخردانه همانند کودکانی لوده هنوز خودشان را به خواب زده‌اند. روی صحبت من باهمان هاست. «جمهوری اسلامی» در همان چهار سال اول تاسیس به تمامی سقوط کرد، اما چهل سال طول کشید تا این حقیقت بر مردم ایران هویدا شود و از خوابی شوم بیدار شوند. به گفته خودتان نود هشت درصد جامعه ایران پای صندوق رای رفتند و به جمهوری اسلامی آری گفتند. نود و هشت درصد جامعه ای که در مدرسه های مختلط با معلمانی آگاه و مسئول دانش آموخته بودند، خوراک رایگان میخوردند و سرودهای شاد و میهن پرستانه سر میدادند. آزادانه لباس میپوشیدند، آزادانه عروسی و عزا برپا میکردند و آزادانه از مرزهای کشورهای دنیا میگذشتند. هیچ از خودتان پرسیدید آن جمعیت سی و چند میلیونی الان کجا هستند؟ از آنها هم که بگذریم و به حدود هفتاد میلیون دیگر میرسیم که در بیمارستان‌های شما به دنیا آمدند،، در ثبت احوال شما نامگذاری شدند و در مدرسه های کم کیفیت با پوششی حقیر، دانشی تحلیل رفته آموختند. آنها که زیر حمله ایدئولوژیک سیستم معیوب چپ اسلامی مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند تا بپذیرند انقلاب شما انفجار نور بود. هیچ از خودتان پرسیدید حاصلش چه شد؟ شما در همان چهار سال اول جمهوریت را به تباهی کشاندید و حتی نمایشش را هم نتوانستید بی نقص اجرا کنید تا حدی که بعد از چهار رییس جمهور به فضاحت نقشه اصلاح این ملغمه نیم کمونیستی و نیم اسلامی رو کشیدید تا فروپاشیش را کتمان کنید. هیچ‌ از خود پرسیدید عاقبت اصلاحات چه شد؟ اصلاحات شما هم دوامی نداشت. این نمایش زرد با وارد شدن اولین نسل بچه های انقلاب به پای صندوقهای نمایشی رای از هم گسست و تشت رسوایی جمهوریت از پشت بام تحجر اسلامی افتاد. هیچ‌ از خود پرسیدید چرا؟ جمهوریت که نبود به اسلامی بودنش بپردازیم. به مملکتی که قضاتش عبا بر دوش، جوانان وطن را بی عدله به حکم قرآن تیرباران کردند. دلیرانش را با وقاحت قربانی میدان مین و شط و آتش توپخانه خودی کردند. نخبه ها را برای ورود به دانشگاه گزینش اسلامی می‌کردند و برای ورود به حوزه های نکبت بار علمیه ،گزینش زیبایی. معلمان قرآنش به شاگردان خردسالش تعرض جنسی می‌کردند و مردان صف اول نمازش اختلاس‌های چند میلیاردی و بچه های آقاها با شیاطین غرب و شرق دوستی کردند تا راه و رسم پیشرفت بیاموزند. این بود معنویاتی که میگفتید؟ می خواستید جوانی که بیست یکسال با مدرس و کتاب و روضه و صدها رسانه تحمیلی ارشاد نشده بود، به قیمت جان عزیزش ارشادش کنید؟ نه تنها اسلام شما سقوط کرد بلکه اسلام لشکر ابوبکر و عمر و عثمان هم به مرحمت شما سقوط کرده است. خطاب به شما که خودت را به خواب زدی. حکومت جمهوری اسلامی سالهاست سقوط کرده. از همان اعدام‌های ظالمانه، از همان شلاق ها و دشنام‌ها. اسلام شما با پاترول کمیته سقوط کرد و داغش روی پیشانی راهزنان اسلامی ماند. آنچه تو سنگش را بر سینه میزنی حکومتی است تمامیت خواه، بی ریشه، ظالم، از هم گسسته و مفلس که سربازانش عده ای ناپاک بی غیرت هستند که حتی لباس پلیس سرکوب به تنشان تنگ است. حکومتی احمق که در سفره انقلابش ریده و از همان نشخوار می‌کند. ایران بعد از هزار و چهارصد سال از خوابی پریشان بیدار شده و تو همچنان در اوج حقارت با ادبیاتی سخیف حاج قاسم حاج قاسم گویان دنبال هویتی جعلی دست و پا میزنی تا حقارتت را اثبات کنی در حالی که بوی تعفن این لاشه مرده اسلامی دنیا را گرفته است. هیچ از خود پرسیده ای چرا؟ تو می‌توانی در فردایی روشن، در مملکتی آباد با هوایی تمیز دریاچه هایی پر آب شهرهایی زیبا و همسایگانی خوشحال با خانواده ات در خانه ای امن زندگی کنی و عمر کوتاهت را با دیدن چهره های خندان هموطنانت طولانی کنی. هیچ این چنین آینده ای را تجسم کرده ای؟ من وعده بهشتت نمی دهم. دور نیست این زندگی. از چه میترسی؟ وقتی همه بیدارند تظاهر به خواب نکن. باهم ایران را میسازیم.
0
0
7
shahin moghaddam
Oct 19, 2022
In Topics and General Discussion
‏شجاعت و حقیقت؛ گزارشِ اقلیت. چرا مسیر دادخواهی در شكل فعلی به بن بست می رسد؟ یک روز به برخاستن پروازِ 752 و هرگز به مقصد نرسیدنش، مانده. در کشور عمان، جلسه‌ای در حال برگزاری است. حاضران دامنه وسیعی دارند؛ از جولیانی نماینده رسمی پرزیدنت ترامپ، و نماینده مکرون-رئیس جمهور فرانسه و نماینده بریتانیا تا نماینده دولت روسیه و خود زلنسکی-رئیس جمهور اوکراین-؛ موضوع جلسه درباره بحرانِ سوخت و انرژی در اروپا و انتقال گاز است اما این که صحبت‌ها دقیقاً در چه رابطه‌ای است را نمی‌دانیم. ولی نماینده دولت روسیه ساعت یک بعد از نیمه شب جلسه را نیمه کاره و با عصبانیت رها می‌کند و کمی بعد، جلسه‌ای اضطراری در بیت رهبرِ جمهوری اسلامی در تهران آغاز می شود؛ جلسه‌ای با حضور 42 نفر از جمله سفیر روسیه که فایل صوتی اش اینک در اختیار پلیسِ فدرال کانادا است. ‏پیشنهادِ مشترک علی شمخانی و سفیر روسیه؛ شلیک به هواپیما. ضداطلاعات حکایت از قصد آمریکا برای حمله به مواضع جمهوری اسلامی دارد اما کماکان روشن نیست در آن ساعات سنگین، ترامپ فقط وانمود می‌کرده می‌خواهد دستور حمله بدهد یا واقعاً چنین قصدی داشته. مسئولان نظامی جمهوری اسلامی و بر فرازشان علی شمخانی ایده ای برای دفع حملاتِ احتمالی آمریکا دارند. طرحی که موافقت سفیر روسیه را با خود دارد؛ قربانی کردن یک هواپیمای مسافربری. و چه انتخابی بهتر از هواپیمای اوکراینی با مسافرانی که بیشترشان ایرانی هستند. یک تیر با دو نشان. هم روسیه که در هم آوردی بیست ساله با اوکراین بر سر گاز و مسائل منطقه ای است، ضربه‌ای به این کشور زده، هم جمهوری اسلامی با سپر کردن شهروندان بی‌گناه اش از خطر حمله آمریکا می گریزد. شهروندانی که کشتن شان برای جمهوری اسلامی مسئولیت جهانی به همراه نخواهد داشت. ‏شلیک سوم مسافران پرواز اوکراینی دل نگران میان دو دنیا مانده اند؛ از یک سو اخبار مبنی بر جنگ می‌آید و از سوی دیگر به خانواده‌شان در کانادا فکر می کنند. لحظه‌های برزخی میان وحشتِ ماندن پشتِ مرزهای بسته هوایی و رؤیای رسیدن به کانادا و در آغوش کشیدن عزیزان شان. تأخیر یک ساعته پرواز نگرانی‌ها را بیشتر می کند. تاخیری که براساس فایل صوتیِ جلسه بیت رهبری یک دلیل روشن دارد؛ سامانه موشکی باید به نقطه ی مورد نظر برسد. اپراتوری که از یگانی دیگر آمده، طبق دستور سامانه را از وضعیت آنلاین و خودکار خارج می کند. حالا پرواز 752 در آسمان است. مسافران در خیالِ خوشِ رسیدن به عطر آشنای خانه‌هایشان هستند. آن سو تر اما اپراتور منتظر فرمانِ فرماندهان مرگ است. فرمان شلیک می رسد. اپراتور دو دل است و ابتدا از شلیک خوددداری می‌کند اما عاقبت شلیک انجام می‌شود . شلیک اول به هدف نمی نشیند. احتمالا شلیک دوم هم مشکلی اساسی به وجود نمی‌آورد و خلبان با مهارت سعی دارد هواپیما را به فرودگاه بازگرداند و عاقبت شلیک سوم، صفیرِ تلخ مرگ است.هواپیما سقوط می‌کند و ساقط می‌شود و آن همه جانِ شیرین در ثانیه ای بدون خداحافظی، عزیزان شان را برای همیشه ترک می‌کنند. روز سوم روز دوم بود. گیج و بهت زده و سرگردان. حتی تشخیص روز از شب امکان نداشت. با چشمانی آماسیده.خسته از ازدحام جمعیت،از دوستان و اقوام‌بیشمار‌تا شهردار و وزیر و نمایندگان در منزلمان که به ۶۰۰ نفر میرسید. تلفن زنگی زد.و اما در‌انطرف خط نخست وزیر جاستین ترودو خواستار‌ملاقت بود برای فردا. با تمام تلاش افکارم‌رو منظم کردم با کمک جلال عزیزم و تمام تجربیات اجرایی در سالهای پیشین لیستی از خواسته ها و نیازهای خانوادهدهای بحرانزده آماده کردیم‌. لیستی ۲،۳صفحه ای شامل ۳۰یا ۴۰ مورد و در درخواست. از کمک مالی تا انتقال اجساد به کانادا و مشاوره روانی و چه و چه و چه. هرآنچه میشد با آنوضع و فوت وقت تصور‌کرد.و اما من که تقریبا اخرین نفر به دیدار نخست وزیر رفتم در هتل شرایتون تقریبا یک جلسه یکساعته شد. ‏پرسشِ کلیدی در این مدت مدام یک سوال را از دولت پرسيده ام: آیا شلیکِ به هواپیما عمدی بوده؟ پاسخی نیست. تکرارِ این پرسش در جلسات ماهانه با وزرا باعث شد حتی خانواده‌های داغدار به طعنه، طعنه ای تلخ، به من بگوید چرا مدام این پرسش را تکرار می کنی؟ اما به چشمِ من، این مهم‌ترین و کلیدی‌ترین پرسش است. چرا که اگر شلیکِ عمدی نبوده، دیگر دادخواهی معنایی ندارد. بارها گفته‌ام ما با یک مسأله دشوار و حساس روبرو هستیم که در صورت نبودِ وکلای خبره و سیاستمداران زبده، نمی‌توانیم به نتیجه برسیم. اما حرفم هرگز از سوی اعضای انجمن فهمیده نشد؛ یا به عمد نشنیده ماند و نادیده گرفته شد. ‏شکایت از علی خامنه ای حدود چهل روز پس از این جنایت و فاجعه انسان سوز، من به همراه علی گرجی و مهرزاد زارعی شکایتی علیه سیدعلی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، و فرماندهان سپاه به جرمِ شلیک عمدی به هواپیمای مسافری توسط آقای "مارک آرنولد" تنظیم و ثبت کردیم. شکایتی که از همان ابتدا با سنگ اندازی ها و حتی تهدیدهای دولت ترودو همراه شد. برخی از اعضای انجمن هم نه تنها همراه و همدل نبودند، که با طعنه های خود سعی داشتند طرح چنین شکایتی را تبدیل به مضحکه بکنند اما عاقبت پس از یک سال و نیم، یک سال و نیمی دشوار و خُرد کننده، موفق شدیم تنها حکمِ تاریخ را مبنی بر تروریست بودن علی خامنه ای و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جهان به جرمِ شلیک عمدی به هواپیمای مسافری بگیریم. با استفاده از این حکم، یک سال تمام سعی کردیم که با فشار بر حزبِ مخالفِ دولتِ کانادا و طی جلسات بسیار، شرایط را برای قرار دادن نامِ سپاه پاسداران در فهرستِ گروه‌های تروریستی فراهم کنیم اما در دقیقه نود، در لحظه ی نهایی،دستی نامحرم از غیب برون آمد و تمامِ رشته‌های ما از سوی برخی از اعضای انجمن، که در بهترین حالت خام هستند(اگر نگوییم خائن) پنبه شد. شکایت‌گروهی البته شکایت دیگری هم که‌به شکایت گروهی معروف است ثبت و در جریان است که انهم نه به همت انجمن بلکه با تلاش محمود زیبایی که همسر‌و دخترش مایا رو به رویا سپرد و همینطور‌حبیب حقجو که دختر و نوه اش را در ارابه مرگ‌از دست داد، انجام گرفت. و نکته دیگر اینکه همین کشور همدرد اکراین که جناب اسماعیلیون برای امر شکایت به انجا سفر‌کرده بودند‌و بدون داشتن تجربه حقوقی با دادستان اکراین جلسه ای برگزار کردند، خودش(اکراین)با استناد به همین حکم ما در همین دادگاه عالی اونتاریو شکایتش را ثبت کرد! مارک گارنو بیاد دارم جلسه ای خصوصی داشتم با وزیر راه وقت آقای مارک‌گارنو. در آنزمان فعالیتها رو با اسماعیلیون مطرح و بررسی میکردیم. از من خواست برایشان‌وقت ملاقات بگیرم. اما در آن جلسه از گارنو خواستم تا طرحی را تصویب کند که در صورت تغییر دولت حاکمه پرونده پرواز همچنان تا رسیدن به نتیجه ادامه داشته باشد‌. که اتفاقا چند روز بعد این طرح در مجلس توسط اقای وزیر طرح و به تصویب رسید. ‏شکایت های دیگر(RCMP) فکر می‌کنم نباید متوقف بشویم. نباید ناامید بشویم. ناامیدی یعنی مرگ دوباره عزیزانمان. یعنی زندگی قاتلانشان در آرامش و آسایش. پس شکایت ها را به شکلی دیگر پیگیری می کنیم. شکایتی علیه رئیس پلیس فدرالِ کانادا(RCMP) خانم "برندا لاکی" تنظیم می‌کنم؛ چرا که از باز کردن پرونده تحقیقات جنایی سر باز می‌زند و بهانه می‌آورد که به پرونده و جزئیاتش دسترسی ندارم. قوانین مدنی کانادا اما در این زمینه روشن است: هر کانادایی در هر گوشه ی دنیا که کشته بشود، پلیس بدون در نظر گرفتنِ مکان قتل یا در دسترس بودن یا نبودن اطلاعات، موظف به باز کردن پرونده جنایی و آغاز تحقیقات است. به همین خاطر شکایت همچنان در جریان است و همچنان امید داریم که بتوانیم پلیس فدرال کانادا را مجبور به کاری بکنم که از آن، زیر سایه فشار یا مصلحت اندیشی دولت "جاستین ترودو" شانه خالی می کند. ‏دیدار دوستانه با کانادا خبر می‌رسد که تیم فوتبال جمهوری اسلامی ایران برای دیداری دوستانه قرار است به کانادا بیاید. خبر آغاز تشنج است. از سویی ایرانیانی می‌خواهند به تماشای چنین مسابقه‌ای بروند و از سوی دیگر ما فکر می‌کنیم این مسابقه به دلایلی روشن نباید برگزار بشود؛ البته این میان نمایشگران هم مشغول نوشتن سناریو، گرفتنِ نقشِ نخست و بازی بر صحنه عوام فریبی هستند. با شکایت از سازمان میراث فرهنگی کانادا(طرف قرارداد بازی) با کمک سازمان "بنای بریت" برای توقیف مبلغ قراردادِ توافق شده مابین فدارسیون فوتبال جمهوری اسلامی و میراث فرهنگی کانادا این بازی طی چند ساعت لغو شد! ‏در زمینِ سیاست هرگاه جمله «من سیاسی نیستم» را می شنوم، گرفتارِ خشمی بزرگ می شوم. عزیزانِ من و بسیاری دیگر در یک روند بی رحمانه ی سیاسی کشته شده‌اند و اینک در یک بروکراسی سیاسی دیگر پرونده شان نادیده گرفته یا دست خوش بازی‌های سیاسی می شود. این سو ما هستیم تنها و بی پشتوانه و آن سو دولت ها هستند که با حمایتِ سرمایه و براساس منافع مشترک برای ما پشتِ پا می گیرند. اما درد جایی بیشتر می‌شود که کسانی از میان ما، از میانِ ما که در یک عزا و خشمِ مشترک هستیم، با غرور و خودخواهی، بی تجربه و بی‌سواد بودن شان را نمی پذیرند و سرخوش از بازی در یک نمایش قهرمانانه با کارکردِ بومی-اینترنتی، تمام بازی‌ها را یک به یک به دولت جاستین ترودو می بازند. دولت کانادا ابتدا با زیرکی پرونده قتل عزیزانِ ما را به بخش آنکس 13 یا همان بخشِ سوانحِ هوایی در ایکائو فرستاد. مدتی بعد گزارشِ نهایی ک رسمی دولت کانادا آماده و منتشر شد: شلیک ها به هواپیمای اوکراینی عمدی نبوده و همه چیز مربوط به اشتباهی سیستمی می‌شود . این حکم همچون نقطه پايانی است بر تمامِ تلاش‌ها و خون دل خوردن های ما. حالا تنها شکایت انجمن از شرکت هواپیمایی باقی‌مانده به دلیلِ قصور در پرواز؛ شکایتی که فقط به گرفتن غرامتی بیشتر می انجامد. با این غرامت نه عزیزانِ ما را زنده و نه خشمِ ما نسبت به آدم کشانِ اشغالگر کم می‌شود. و باز سوال تکراریِ من از نخست وزیر و وزرا: آیا شما باور دارید که شلیک موشکها به پرواز عمدی بوده است؟ فراموش نکنیم که ۸ماه جعبه سیاه هواپیما گروگان جمهوری اسلامی بود. و دو سال هم در اختیار اینها. و همچنان ما نمیدانیم چه بر سر عزیزان ما آمده است. بعد این این چشم آبیان اتو کشیده هر دم از وعده دادخواهی وعدالت میگویند. خوانندگان پاسخ بدهند: چه دادخواهی ایی زمانی که رسما میگویید شلیکها غیر عمدی بوده است! ‏پرسشِ دیگر پرسشِ دیگر من این است: چرا آرام آرام سطحِ مطالبه انجمن ووخانواده ها از محاکمه خامنه ای و سپاه پاسداران، رسید به گرفتن ویزا و اقامت برای بازماندگان؟ و اکنون هم محدودیت برای اقامت و ویزای گروهِ جنایتکاران آن هم به صورت محدود و مبهم. پاسخ این است: ساسکس؛ شرکت لابیستی که ماهانه هزاران دلار از انجمن اسماعیلیون دریافت می‌کند و در قراردادش این شرط وجود دارد که انجمن هیچ حرکتی در جهت مخالف دولتِ فعلی نباید انجام بدهد. جای پرسش است که بدانیم ایا رهایی دادن سپاه از لیست تروریستی کانادا هم‌توسط همین شرکت ساسکس انجام گرفته یا خیر؟ با این وضعیت که عمیقاً بی‌فایده به نظر می رسد، نمایشگران برای داغ کردن صحنه و نمایش شان صحبت از شکایت به دادگاه لاهه می‌کنند. همچنان بدون تخصص و بدون کمک گرفتن از وکلای خبره. پایان این شکایت متأسفانه از همین ابتدا روشن است. پرونده در اختیار بخش سوانح هوایی است. پس همه چیز به عنوان یک تصادف و حادثه بررسی می شود. ممکن است رأی اکثریت مقصر بودنِ جمهوری اسلامی را تأیید کند اما در یک حادثه همچون حادثه و تصادفِ رانندگی؛ نه یک جنایت برنامه‌ریزی شده که باید در شکل و فرمِ یک پرونده جنایی مورد بررسی قرار بگیرد. و همین بزرگ‌ترین خیانتی است که انجمن در آن دست دارد؛ خیانتِ به خون عزیزانشان، به خونِ عزیزانمان؛ و به باورِ مردم که نمایش دادخواهیِ نمایشگران را باور کرده‌اند. ‏دادگاه لاهه برای روشن‌تر شدن حرفم و اینکه چرا باور دارم مسیر دادخواهی به این صورت به برملا شدنِ حقیقت و مجازات قاتلانِ اصلی ختم نمی شود، درباره ی دادگاه لاهه توضیحی کوتاه می‌دهم : در دادگاه لاهه دو بخش وجود دارد؛ "آی سی جِی" و "آی سی سی". بخشِ دوم شاملِ پرونده ما نمی شود. چرا که براساسِ نظرِ دولت کانادا، اساساً جنایتی رخ نداده است و پرونده همانطور که بارها آقای اسماعیلیون گفته‌اند به بخش حلِ اختلافات یا همان "آی سی جِی" می رود. نتیجه چنین روندی چیست؟ حکم احتمالاً به این صورت صادر و اعلام می‌شود : جمهوری اسلامی طبق تأیید سازمان هواپیمایی جهانی مقصر این «حادثه» یا «تصادف» است و باید فلان مبلغ را به عنوان خسارت بپردازد. حکمی که حتی می‌تواند از سوی حکومتِ اسلامی پذیرفته نشود و نمایشِ دادخواهی با خنده پیروزمندانه قاتلان و آدم کشان به پایان برسد و بسته بشود. ‏شورای امنیت سازمان ملل در سال 2021 به همتِ بهزاد عزیز لایحه ای با پشتیبانی و تأیید خانمِ فرای، نماینده مجلس، آماده و ارائه شد. براساس این لایحه که در مجلس هم قرائت شد، دولت کانادا موظف میشود که «تحقیقات» پیرامون شلیک عمدی به هواپیمای مسافربری اوکراینی را در اختیار شورای امنیت سازمان ملل بگذارد؛ اما باز آقای اسماعیلیون بی اینکه تخصص و اطلاعی داشته باشند، فرمودند: این لایحه از سوی دولت های چین و روسیه وتو خواهد شد. در حالی که وکلای کارآزموده معتقدند که تحقیقات در مورد هر موضوعی، امکان وتو ندارد؛ بلکه فقط پس از اعلام نتیجه تحقیق و صدور حکم علیه جمهوری اسلامی، امکان وتو وجود خواهد داشت؛ یعنی کمترین دستاورد ورود شورای امنیت سازمان ملل به این موضوع، روشن شدن حقیقت است اما بر من به راستی پوشیده است که چرا هر مسیری به سمت حقیقت می رود، با سدی به نام آقای اسماعیلیون برخورد می‌کند. ‏حقیقت راهی دیگر که می‌تواند نورِ حقیقت را بر تاریکی این پرونده خون بار بتابند، بررسی پرونده در بخشِ جنایاتِ جنگی دادگاه لاهه یا همان "آی سی سی" است. وکلای باتجربه ای که طرفِ مشورت ما هستند، می‌گویند: برای ورود دادگاه لاهه به این پرونده، تنها یک راه وجود دارد؛ فشار بر پلیسِ فدرال کانادا برای باز کردن پرونده جنایی در این زمینه. این پرونده اگر با گزارشی منصفانه همراه باشد و تأیید بکند که شلیک ها عمدی بوده، آن وقت دادگاه لاهه دو امکان را مطرح خواهد کرد: یا در زمان ساقط شدن هواپیما، شرایطِ جنگی حاکم بوده؛ پس جنایتِ جنگی رخ داده. یا شرایط طبیعی بوده و شلیک عمدی به عنوان جنایت علیه بشریت مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اما در حال حاضر، شکایت به لاهه، تنها می‌تواند یک نمایشِ دیگر باشد که به یاری شبکه‌های اجتماعی و تلویزیونی مدتی داغ و بعد به دست فراموشی سپرده می شود؛ و من همچنان فکر می‌کنم با خونِ عزیزان ما و دیگران نه می‌شود قهرمان شد و نه می‌شود و نه باید که نمایش‌های سرگرم کننده و هیجان انگیز ساخت. حقیقت و مجازات. این همان دو کلمه‌ای است که انگار در کتاب لغتِ قهرمانانِ این داستان تعریف نشده است. ‏حقیقت و شجاعت و حرکت. روبرو شدن با حقیقت، شجاعت می خواهد. به همین خاطر است بسیاری از ما تاب روبرو شدن با آینه را نداریم. چون با تصویری مواجه می‌شویم که روتوش نشده، کسی در آن دست نبرده، لباسِ دیگران را به زور به تن مان اندازه نکرده اند؛ هر چه هست خودمان هستیم و خودمان. در این پرونده، من و بسیاری دیگر، عزیزان مان را از دست داده ایم. این حقیقتی تلخ است که باید شجاعانه پذیرفتش. جای خالی آن‌ها با هیچ سمت و عنوان و داستانی پُر نمی شود. تنها چيزی كه با خود كمی تسكین می آورد، برملا کردن دستانِ جنایتکاران است و مجازاتشان ؛ تا دیگر نتوانند بی گناهان را به راحتی بکُشند و بعد در سایه هزار دسیسه و نمایش، پنهان بشوند. گفتن شجاعانه حقایقی که می دانیم، مقدمه روشن شدن دیگر حقیقت هاست. باید از خودمان شروع کنیم. باید بپرسیم که چرا وقتی می‌خواستیم نام سپاه پاسداران وارد فهرستِ گروه‌های تروریستی بشود، برخی مخالفت کردند و استدلال آوردند که ما سیاسی نیستیم! باید پرسید در این پرواز وابستگان نظام جمهوری اسلامی هم حضور داشته‌اند یا خیر؟ اگر حضور داشته‌اند چرا تا حالا و این لحظه هنوز درباره هویت شان چیزی گفته نشده است. آیا آن‌ها در روند روشن شدن حقایق سنگ اندازی می‌کنند؟ چرا مدام افراد خبره و زبده که می توانستند برای ما این مسیر را هموارتر کنند، کنار گذاشته شدند و همه چیز تبدیل به نمایشی شد که می‌تواند تا ابد ادامه داشته باشد و در مشتی شعار بی خاصیت و ژست‌های زشت خلاصه بشود. عزیزانِ ما در آن ارابه مرگ بودند و برای همیشه ما را ترک کرده اند؛ اگر امروز من و ما و دیگری سوار بر مَرکبِ ناراستی بشویم و بخواهیم زندگی نابود شده مان را با عنوان یا مقامی تاخت بزنیم، در حقیقت دوباره به سمت عزیزانمان شلیک کرده ایم. تا به اینجا آقای اسماعیلیون و همراهانش دو شلیک به سمتِ این پرونده کرده اند؛ امیدوارم تا فرصت هست، دست از دنیای نمایش بکشند و پیش از سومین شلیک و ساقط کردن حقیقت، در مسیری حرکت کنند که دست کم بتوانیم با قاتلان عزیزان مان چشم در چشم بشویم و مجازات شان را به تماشا بنشینیم. در آخر توصیه میکنم فیلم شکسته در باد ساخته ژوزف اکرمی‌رو ببینید: https://youtu.be/7gDJdMi3HJk و من،شاهین مقدم که یک پسر در سال ۲۰۱۷ از دست دادم.نیکداد مقدم. بدلیل خبط و خطای پزشکی; و همینطور شکیبای خندان و راستین نازنین را در جنایت موشکیِ سپاه، هرگز سکوت نخواهم کرد و در حد توانم برای مجازات مجرمین و دستیابی به حقیقت تلاش خواهم‌کرد.
2
9
2k
shahin moghaddam
Jun 08, 2022
In Topics and General Discussion
لازم دیدم مواردی در مورد کارهای انجام شده و دستآوردهای خودم و مهرزاد زارعی رو ذکر کنم. که هیچ ربطی به جریان اسماعیلیونیسم ندارد. متاسفانه بسیار دیدم که مردم از ایشون و هیاتشون بابت این موارد ابراز تشکر‌ میکنند که بسیار متحیر شدم! ۱-ثبت شکایت علیه علی خامنه‌ای، شمخانی، باقری، سلامی، حاجیزاده، ارتش ایران و سپاه. که پس از ۱سال و نیم تلاش فراوان موفق به گرفتن حکم تاریخی و بی سابقه در‌ محکوم کردن این جنایت عمدی و تروریسیتی ‌شدیم. که نه انجمن و نه اسماعیلیون حاضر به شرکت در شکایت نشدند! ۲-شکایت رسمی علیه پلیس فدرال(RCMP) بابت عدم انجام تحقیقات و ثبت پرونده جنایی برای این قتل‌عام. که البته فشار دولت جاستین ترودو جلوی این تحقیقات رو گرفته ۳- جلسه با اقای مارک‌گارنو وزیر وقت برای تصویب قانون که هر دولتی در هر زمانی که‌بروی‌کار بیاید موظف است پرونده پرواز ۷۵۲ را در دستور‌ داشته باشد. و همینطور اختصاص روز ۸ ژانویه برای پرواز ۷۵۲ که البته دولت با زیرکی آنرا به روز سوانح هوایی تغییر داد ۴-شکایت برای تعیین خسارت با استناد به حکم دادگاه عالی که نهایتا منجر به تعیین رقم ۱۰۷ میلیون دلار‌برای ۶نفر شاکی شد. ۵- همکاری با ژوزف‌اکرمی برای ساخت مستند "شکسته در باد" فیلی تاریخی و بینظیر که در برنامه ویژه ای از شبکه تلوزیونی صدای امریکا‌ پخش جهانی شد. ۶-همکاری‌با شبکه سی بی سی کانادا برای ساخت مستند ۲ قسمتی که منجر به دریافت جایزه بهترین مستند سال شد ۷-همکاری با شبکه گلوبال برای ساخت مستند که جایزه ویژه گرفت ۸-شکایت در ونکوور کانادا با همکاری "بنای برث کانادا" برای توقیف رقم قرارداد بازی کانادا و ایران. و همینطور رقم جمع شده از محل فروش بلیطهای بازی که منجر به لغو فوری بازی از طرف فدراسیون فوتبال کانادا شد. ۹-همکاری و جلسات بسیار با حزب مخالف(کانزرواتیو) برای فشار حداکثری بروی دولت جاری. که منجر به قرائت چندین بازخواست از دولت در صحن مجلس شد. ۱۰- شکایت از شرکت هواپیمایی اکراین بابت قصور و بی توجهی به شرایط جنگی و انجام عمل و پرواز پرخطر که منجر به این فاجعه شد. ۱۱-مکاتبه با دانشگاه یورک برای اختصاص یادبود شکیبا در دانشگاه. شکیبا فارغ التحصیل از دانشگاه یورک در رشته مدیریت عمومی بود ۱۲-مذاکره و جلسات با مدیران مدرسه راستین برای نصب یادبود بنام راستین مقدم و پارسا قنچی‌ که در مدرسه مذکور تحصیل میکردند. ۱۳-کاشت و وقف درخت چنار قرمز بصورت ویژه توسط شهردار و وزیر استانی، بنام شکیبا و راستین برای جنایت ۷۵۲ در پارک یادبود مشاهیر . ۱۴-نصب تابلو تبلیعاتی(بیلبورد) برای یادبود شکیبا و راستین و پویا بختیاری توسط دوست عزیزم علی اشتری‌و دوستانشون ۱۵-ثبت لایحه رسمی در‌مجلس کانادا برای ارجاع "تحقیقات" پرونده پرواز ۷۵۲ به شورای امنیت سازمان ملل و روشن شدن حقیقت ماجرای جنایت.با تلاش بهزاد مهرآبادی عزیز ۱۶- تحویل نامه بصورت شخصی و حضوری به اقای شامپین وزیر‌امور خارجه وقت پیرامون قراردادن سپاه پاسداران و وابستگانش در لیست تروریستی به همراه مهرزاد زارعی و محمود زیبایی. که البته با مخالفت اقای اسماعیلیون برای امضا روبرو شد! ۱۷- طراحی و راه اندازی وبسایت ویژه برای راستین و شکیبا www.ps752memorial.com ۱۸- طراحی بنای یادبود توسط دکتر اعتماد، مهندس آرشیتکت از کشور‌اتریش. که البته مکاتبه با شهرداری برای اختصاص زمین و فرماندار استان در‌جریان است. ۱۹-و البته موارد انساندوستانه بسیار‌که مایل به نمایش ان نبوده و نیستم. ۲۰-در ضمن همه کارها با هزینه شخصی انجام شده. چون ما بودجه نیم میلیون دلاری بمانند اقای اسماعیلیون و هیاتشون نداشتیم! ما همچنان برای فشار‌ بر ایران بی وقفه در تلاشیم. *در‌مرحله بعد شکایت جنایی و کیفری ما علیه نامبردگان در شکایت قبلی بزودی در دادگاه ثبت خواهد شد. و حکم محکومیت این جنایتکاران را تحویل پلیس اینترپول میدهیم. *در‌ انتها لازمه از تمامی کسانی که در این مدت همراه بودند تشکر کنم؛ مارک‌آرنود، وینس جنوا، مایکل ماستین، اردشیر زارع زاده، ژوزف‌ و سارا اکرمی، رامین ژوبین، اندی بروک. جان تامپسون، دنیل ایسن، بهزاد مهرآبادی، علی اشتری، شپول عباسی، مایکل پارسا، استیو پلگرینی، نیک، دیوید بوید، نمایندگان و مجمع حزب‌ کانزرواتیو، خبرنگارها و احزاب رسانه، فرح ناصر، شلی، الکس پیرسون، بهرنگ رهبری، رامین حقجو، آندره میلنه، مارک پاویلون، ارغوان شمس آرا، خانم فرنوش، فریبا داوودی، استفان لچه، اشکان یزدچی، کاترین مکدونالد، خانم دریاناز، ایران استار، رفه السعد، و همینطور جلال، محمود زیبایی و حمید نیازی، علی آقاوند، علی گرجی و تشکر ویژه از همراه و همدرد همیشگیم مهرزاد زارعی. و دوستان و همراهان بسیاری که حضور ذهن ندارم. و سپاس از‌مردم عزیزی که بی منت پشتیبانی کردند.
1
0
207
shahin moghaddam
Sep 21, 2021
In Topics and General Discussion
متاسفانه با روی کار آمدن دوباره حزب لیبرال کار برای دادخواهی مقتولین هواپیمای اکراینی تمام شد. چون اینها با تعلل و وقت کشی هدفمند، قبول گزارش دروغ ایران، و انتشار یک گزارش دو پهلو در تایید گزارش ایران و بعد هم که رسما اعلام کردند شلیک ۲ موشک به هواپیما فقط یک اشتباه غیر عمدی بوده. رئیس پلیس هم که بدستور دولت رسما گفت هیچگونه تحقیقات جنایی انجام نمی‌شود.حتی شکایتی به سازمان هواپیمای جهانی هم نشد. متاسفانه هیات انجمن برخی خانواده های مقتولین هواپیمای اکراینی، همچنان به رویه دولت لیبرال امیدوار است. دولتی که کوچکترین حرکتی برای تحت فشار گذاشتن ایران نکرد. خب مماشات و سطحی بینی و نداشتن افراد خبره و دلسوز، نتیجه ای بهتر از این نخواهد داشت. مراودات و مذاکرات سیاسی نیاز به تیم حقوقی و سیاسی دارد. نه مشاوره یک فیلمبردار و دانشجو و هنرمند و پزشک و چندی دگر! این همان آب در هاون کوبیدن است. کلا ۴۳ سال است نابخردان همه‌را از وضع بدتر ترسانده اند و امید دادن به مثبت شدن. مدیریت انجمن مصداق همان مدیران نابلد و ولی خوش صحبت ایران است. همچنان غرش می‌کنند که انگار خبری هم هست! مردم هم دلخوش.. ولی امان که وضع روز بروز بدتر است. راهپیمایی و بیانیه و جلسات بی نتیجه با دولتمردان چه سود؟ تظاهرات و بیانیه ها زمانش ۱ سال پیش بود. تا بازی دولت کانادا بر‌ملا شود. فشار بدولت زمان دیگری داشت. متاسفانه چه زود دیر میشود. وقتی میبینیم که هیچکدام از احزاب حرفی از هواپیما نمی‌زنند آیا نباید پرسید راهپیمایی چرا در خیابان‌های تورنتو بود؟ فقط برای جلب نظر دوربینها؟ آیا نباید بازخواست کرد مسول طرح‌رو که چرا تظاهرات در آن بحبوحه انتخابات در جلوی دفتر ترودو برگزار نشد؟ تا نخست وزیر مجبور به پاسخگویی و قبول مسولیت بشود. خب این پیشنهاد که شده بود، چرا رد شد؟! آیا بهتر نبود ۱ سال پیشتر برای فشار به ترودو برای گذاشتن سپاه در لیست ترور، آن مدیران همراه ما‌ اقلیت میشدند؟ یا درباره مگنتسکی؟ آیا تابحال کسی پرسش کرده چرا آن هیات انجمن نه تنها حمایت و تشویق برای شرکت اعضا در شکایت علیه ایران در‌کانادا را نکرد‌بلکه به مخالفت هم‌پرداخت؟ چرا فقط ۴نفر باید در پرونده حکم شرکت کنند‌و حکم بگیرند؟ چرا وقتی آنقدر در مورد تحقیقات جنایی ایرادات می‌گیرند حاضر نشدند همراه ما اقلیت در شکایت علیه ریس پلیس کانادا شرکت کنند! آیا اگر بجای ۴ نفر ۴۰‌نفر‌در پرونده برنده شده بودند باز کانادا از زیر بار حکم دادگاه شانه خالی میکرد؟ اصلا چرا اعضا این هیات بعد از اینهمه نتیجه نگرفتنها و شکست خوردن‌ها همچنان بکار ادامه میدهند؟ آیا یادآور سیستم حکومتی خاصی نیست؟ دریغ از یک عذرخواهی! یا پرسش و پاسخ. عوام هم که کلا عادت به پرسش و مطالبه گری ندارند. گویی دژمن در کمین ملت غیور نشسته است! راستی دادخواهی چه شد؟
0
0
129
shahin moghaddam
Aug 31, 2021
In Topics and General Discussion
PS752 Justice: Mehrzad Zarei Confronts Trudeau on His Broken Promise to Get Justice for the Downing of Flight PS752 PS752 Justice: Mehrzad Zarei Confronts Trudeau on His Broken Promise to Get Justice for the Downing of Flight PS752 August 29th, 2021 The father of one of the youngest victims of Flight PS752 confronted Prime Minister Trudeau on his commitment to get justice for the victims families. ICHR is calling on the Liberal government and all candidates running in the 2021 Federal Election to commit themselves to fight for justice for PS 752 families and refrain from making empty promises to get a majority in the house. PM Justin Trudeau must act unambiguously to support families of victims as, in the past, he has made promises to do. . 19 Months has passed since the Islamic Regime in Iran, in a clear act of terrorism, with two missiles, shot down Flight PS752 with 176 passengers on board. A deliberate act of terrorism that took 176 innocent lives and today the government of Canada is still playing games with justice instead of pursuing it. The families are wounded, frustrated and tired of waiting for justice. PM Trudeau was finishing up the second week of this campaign that ends on election day on Sept. 20, rolling out promise after promise of what a re-elected Liberal government would possibly do. Merzhad Zarei was there to remind him of another promise, the one he made months after the 2019 election. Zarei’s 18-year-old son Arad was on board the Ukraine International Airlines Flight 752 on January 8th 2020, when it was deliberately shot down minutes after take-off from Tehran’s Airport. As the incumbent Prime Minister turned his head, Merzhad Zarei shouted from behind his mask “You promised!” After the Ontario Supreme Court ruled the downing of PS752 was deliberate and an act of terrorism, in a legal case that Mr Zarei is one of the complainants, the Canadian Forensic Report and PM Trudeau stated it was not intentional, and sided with the criminal government in Iran. Canada stands in solidarity with the PS752 victims’ families, however this government does not take any serious actions in the pursuit of justice. Most of the families who speak up, demand Canada condemn IRGC and the Iranian government officials for killing their loved ones by applying the Magnitsky Act sanctions, listing IRGC as a Terrorist entity, and taking the case to the international Criminal Court and UN Security Council. Canada should boycott and sanction corrupt officials of the Islamic Republic, support the families’ and support the ruling of Ontario Superior Court of Justice. ICHR stands alongside in solidarity with the families of the Flight PS752 victims in continued pursuit of justice, and demands the government of Canada take serious actions to ensure the victims receive the justice they deserve, instead of delaying accountability for this atrocity with political games.
0
0
7
shahin moghaddam
Aug 28, 2021
In Topics and General Discussion
Government of Canada Is Not Pursuing Justice for Victims of Flight PS752 March 31st, 2021 March 31, 2021- Toronto, Canada – ICHR strongly believes that the government of Canada is not taking serious steps in pursuit of justice for the families of the victims of Flight 752 and holding Iranian regime to account. “The Families Of The Victims Demand Justice.” We Firmly Call on the Government of Canada to take serious action to bring justice to the families of the victims and to condemn the Government of Iran in practice, by taking the case to the International Criminal Court of Justice and the UN security council, and to refrain from political games. “The Government of Canada has not taken a firm stand up to this date following the publication of the final report of the Islamic Republic on Flight 752, which is clearly intended to cover up the truth behind the shooting down the airplane and mislead the world.” Said Ardeshir Zarezadeh, ICHR director. “All the remarks of the Ministers of foreign affairs, Mark Garneau, Transport, Omar Alghabra, and the Prime minister Justin Trudeau as well as the reports published by the Canadian government are still asking Iranian regime to be transparent in their reports even though the Iranian regime has already published its final report.” Added; Ardeshir Zarezadeh, ICHR director. The reservation to take serious firm action for Justice by Canada is sending a noticeably clear message that the government does not want to take serious steps for 55 Canadian citizens who have been murder by the order of the regime in Iran and IRGC hands. More than 14 months have passed since the shooting down the Ukrainian airplane and justice has not been served, and the process of justice has been continuously delayed with political games. “Where is the justice” “Instead the families of the victims are harassed.” “As well as Threaten” “Canada must stand for Justice and Establish an independent legal team in Canada for flight PS752 Immediately, Instead of their poor response to the final report on the TSB and at the State Department.” Said; Shahin Moghaddam Canada should list the IRGC as a terrorist group, and sanction Iranian government officials. It is time for the Canadian government to deploy RCMP as soon as possible to open criminal cases. And refrain from being indifferent.” Added; Shahin Moghaddam He also added; “ The use of the word “alleged” in regards of this heinous crime in Mr. Omar Alghabra’s tweet is sign of not taking the issue of human rights abuses seriously.” For more than 42 years, the Iranian government has been increasingly committing rampant discrimination, illegal imprisonment, kidnapping, abduction, poverty, rape, murder, execution, creating social or political anomalies, as well as terrorist crimes inside and outside the country. And thus, terribly increasing its dictatorial ruling. The 176 innocent people who were cowardly murder by the agents of the Islamic Republic is one of the many terrorist acts done by the government of Iran. ICHR continues to fight and advocate for the families for justice, and strongly urges that the Government of Canada to seek justice and transparently and condemn the regime in Iran for the murder of the passengers of Flight PS752 and take the case to the International Court of Justice and UN security council.
0
0
5
shahin moghaddam
Aug 26, 2021
In Topics and General Discussion
Dear Wendy Nixon, Director-General, Aviation Security Transport Canada CC: Honorable Omar Alghabra, Minister of Transportation of Canada CC; Honorable Marc Garneau, Minister Of Foreign Affair of Canada First, thanks for your reply to my email such Quick. after two and half months!!! As you know on may 20, justice Belobaba from Ontario Superior Court, based on facts and evidence plus Ms. Callamard and Ralph Goodale’s reports, ruled that shoot down PS752 was a premeditated terrorist act. You as a non-governmental organization and an independent agency created by an Act of Parliament must admit the Canadian rules in the Judiciary system. So DO NOT USE HUMAN ERROR AND NON-PREMEDITATIVE.. The forensic report is not true and is not based on fact and evidence. It is built by government pressure and dictating. The report by itself mentioned that it is not official and it can not be used in any court and judiciary systems so it's unacceptable how Canada published it as fact and an official report on the government website!! Where is the detail of the TOR-M1 unit in the forensic report? The forensic team and TSB never had interviews and meeting with that kind of Missile system’s experts like Mr. Mike(Mihajlo) S. Mihajlovic. So Mr. Yaworsky can not tell me I don’t know how That Missile cockpit is a lookalike. it's unacceptable. The name is clear it calls “FORENSIC”, so where are corps details and bodies residue pictures, information and Data’s, where are the DNA’s analysis, where are Toxicological tests result. this Forensic report has Obvious lots of Bridging. That reports Is came based on Iran’s report. Even there is nothing about TNT which was on the Iran report. So DO NOT USE HUMAN ERROR AND NON-PREMEDITATIVE.. As you know I submitted a claim against Iran right about 20days after shoot dawn. It took 8month for This Liberal government to deliver the claim court order to Iran! You know why?! Because they didn’t want to. I won the claim on May 20th, which you know the rules detail definitely. and I am waiting now for Judge to release his decision regards the Compensation and Fine amount. but still, Our government keeps Harassing my Lawyer. And pushing him to step back. My Second Claim was submitted earlier this week against RCMP Commissioner Brenda Lucki, after consulting with some of the best Canadian Lawyers. You can easily find my claim by searching on the internet or you can go to my website in the forum section ( www.ps752memorial.com ). I assure you that I’m going to win this claim too, and she has two options only. One is to start a criminal investigation or resign. I lost my wife and my son, there is nothing else to lose for me. therefore I have no hesitation toward justice and Vengeance. Whether how Canadian Government wants to deal and Negotiate with Iran. For me, it was clear that the Canadian government will do nothing after I saw Justin Trudeau in Javad Zarif's arms, laughed, and shook hands right 40 days after murdering 176 innocent people in the sky. What the Canadian government did until now were Opaque, Duplicity and Deception. They just changed Mr. Champagne right after his interview with BBC which he said shoot down was preplanned and premeditative! So DO NOT USE HUMAN ERROR AND NON-PREMEDITATIVE.. The TSB report and act in a matter of PS752 is so weird and questionable which is the third step I’m going to take toward Justice. You wrote me about assurance, what are you and Your agency, TSB Canada, want to assure me about? What are you going to do and what is your next step? I want to know your plan and your strategy against Iran in a matter of shoot down PS752? How do you give me Justice when the TSB report is published based on nothing unless Iranian Dictates! why you didn’t report that site was Bulldozed and you didn’t have anything, any pieces of evidence to analyze.! Then you said Iran was so cooperative? How come?! What cooperation Iran did exactly? You and Parliament published a very harsh statement regards the Belarus matter in 24 hours!, but nothing regards PS752. We are not Dumb, just be aware of that! And again: DO NOT USE HUMAN ERROR AND NON-PREMEDITATIVE. And please answer my question. My Act is not related to the PS752 association, and they are not under my acceptance. Unfortunately, The Board of PS752 Association is so Weak and out of enough knowledge and necessary experience. They are So opinionated. I just want to explain everything clearly. As I am well educated and grew up in a NAVAL family who are familiar with the plane/aerospace industry and military details, besides I read a lot about the TOR-M1 unit and personally discussed it with that Missile system expert. I hope to see more concrete actions and transparent reports from TSB Canada, And all other Governmental or nongovernment organizations regard PS752. It's clear which I don’t let the government, or any organization or any agencies, affect and stop me toward real Justice and transparency. DO NOT USE HUMAN ERROR AND NON-PREMEDITATIVE.. Regards Shahin Moghaddam Aug26, 2021 www.ps752memorial.com ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ From: O'Byrne, Tara On Behalf Of Nixon, Wendy To: mogadam@hotmail.com Subject: RE: PS752 consideration Dear Shahin Moghaddam: Thank you for your correspondence to the Minister of Transport regarding the Islamic Republic of Iran’s final accident investigation report into the downing of Ukraine International Airlines Flight 752 (PS752). Please accept our apology for the delay in replying. Transport Canada is committed to seeking justice for the families of the victims of PS752, and to pursuing accountability from the Iranian Government. It is clear that Canada is not satisfied with Iran’s explanation to date, and we remain committed in our pursuit of answers. Iran’s Final report, which cited missile damage to PS752 as the primary cause of its downing, with human error presented as a contributing factor, does not provide answers. It details what happened, but does not address why it happened. In order to hold Iran accountable and seek justice for the victims and their families, a more complete analysis of the causes and contributing factors that led to the downing of PS752 was undertaken by Canada’s Forensic Examination and Assessment Team, which has been collecting, organizing, analyzing, and challenging all available sources of information related to the PS752 disaster. The Team has been provided the details you referred to in your correspondence, and has closely examined the decisions and omissions made by the Iranian authorities that led to the downing of PS752, as well as Iran’s final report. As you may be aware, the Team released its report on June 24, 2021. The report contains a series of facts that highlight how Iranian civilian and military authorities, through their decisions, actions, and omissions, played a significant role in the downing of Flight PS752. The report clearly demonstrates that, although human error did play a key role in the incident, senior regime officials made decisions that directly led to this tragedy. However, Canada found no evidence that the downing was premeditated. Massive failures in communication between the unit and the command and control are at the heart of this tragedy. The report also emphasizes Iran’s troubling lack of transparency. Indeed, its official account of events is dishonest, misleading, and superficial. It deliberately ignores key factors and does not provide answers as to why Iran did not put measures in place to prevent this tragedy. In closing, please be assured that this issue remains one of the department’s top priorities. We will continue this work, even during these challenging times, until our questions have been answered. Again, thank you for writing and sharing your comments. Sincerely, Wendy Nixon Director General, Aviation Security Transport Canada
0
0
44
shahin moghaddam
Aug 24, 2021
In Topics and General Discussion
هفته ای که گذشت در مورد کارزار انتخاباتی احزاب مختلف کانادا، کارشناسان به چند مورد بسیار مشخص اشاره داشتند: - جاستین ترودو که در سخنرانی های کمپینهای انتخاباتی اش مدام از پاسپورت واکسینال دم میزند و هم او که در دوران «شو پادمی» از داخل دفترش بیرون نمی آمد، اکنون تنها و تنها رئیس احزاب کانادایی مطرح در رقابت انتخاباتی است که تقریبا بدون ملاحظات موارد ایمنی و فاصله گذاری اجتماعی مشغول کمپین انتخاباتی است! - وقتی از او سوال میشود، دقیقا منظورتان از کلید زدن انتخابات زود رس در چنین موقعی ( که به قول متخصصان خودتان پیک چهارم و کرونای دلتا و لاندا و ال و بل دم در ایستاده است) چه بود، به جای پاسخگویی صریح و شفاف و احترام به شعور و هوش مخاطبی که رأی خواهد داد، آسمان را به ریسمان میبافد و در جواب چنین پاسخی که باید میگفت «اکنون که به مدد پاندمی به اندازه کافی پول بی پشتوانه پخش کرده ام و مردم ساده دل از کار من راضی اند و بهترین زمان برای شکار رأی هایشان است و میتوانم دولتم را از دولت شل حداقلی اکنون با ارتقا چند کرسی قوی تر کنم» مشغول مهمل بافتن است و با پاسخ های صد من یک غاز به فهم شعور مخاطب می تازد ! - در حالیکه کانزرواتیوها مستقیما و شفاف شلیک به هواپیمای اکراینی را کاملا یک عمل برنامه ریزی شده و تروریستی می‌دانند، ترودو و دولتش یک ماه بعد دست در دست جواد ظریف به خنده و شادی جلسه برگذار‌می‌کنند و سپس آن شلیک شیطانی را خطای اپراتور نامیدند و طی نامه رسمی از ایران خواستند که عذرخواهی کند و خسارت مکفی را پرداخت کند! در حالیکه ارین اتول رهبر حزب کانزرواتیو به صراحت در پاسخ به سوال خبرنگاران و کارشناسان، بارها گفته است که بر خلاف اندرو شیر، رهبر سابق کانزرواتیوها، او به حق انتخاب خانمها احترام میگذارد و سقط جنین را یک حق برای بانوان میداند، به دروغ در مصاحبه ای گفته است که ارین اتول هنوز درنیافته است که حق سقط جنین یک انتخاب منحصرا مربوط به زنان است … در این میان فقط کافیست به تورم و قدرت خرید مردم طی شش سال گذشته مروری کنیم..! اینها اندک افتضاحات این رهبر مردم فریب حزب لیبرال کانادا بود… مطمعن باشید در روزها و ماه ها و سالهای اینده اخبار شرماورتری با روبان جیغ تر تقدیم خاطره جمعی و تاریخ خواهد کرد …
0
0
19
shahin moghaddam
Aug 23, 2021
In Topics and General Discussion
MOGHADDAM ET AL. COMPLAINT AGAINST COMMISSIONER BRENDA LUCKI 1. Whereby, the following are the complainants herein (collectively, “the complainants”): Complainant 1: Shahin MOGHADDAM, citizen of Canada, personally and on behalf of the Estate of his wife, Shakiba FEGHAHATI, deceased or as Personal Representative of his wife, Shakiba FEGHAHATI deceased; AND on behalf of the Estate of his son, Rosstin MOGHADDAM deceased or as Personal Representative of his son Rosstin MOGHADDAM deceased; Complainant 2: Mehrzad ZAREI, citizen of Canada, personally and on behalf of the Estate of his son, Arad ZAREI deceased or as Personal Representative of his son, Arad ZAREI deceased; 2. Whereby, the above-named deceased family members were Canadian citizens; 3. Whereby, the complainants were established to be the legitimate legal representatives of their above-named family members in Zarei v Iran, 2021 ONSC 3377 (CanLII), hereafter Zarei v. Iran. https://www.canlii.org/en/on/onsc/doc/2021/2021onsc3377/2021onsc33 77.html 4. Whereby their above-mentioned family members were victims of numerous crimes, including but not limited to, a terrorist act, conspiracy to commit murder, offence involving an explosive or other lethal device, and obstruction of justice, as a result of missiles shot against them while they were passengers of a civilian airliner on January 8, 2020; 5. Whereby the perpetrator publicly admitted to the actus reus, ie the act itself, and were found liable in Zarei v. Iran, the admitted perpetrator being the organization called the Islamic Revolutionary Guard Corps (“IRGC”), led by Ali KHAMENEI, the Supreme Leader of Iran, and senior commanders, Mohammad BAGHERI also known as Mohammad-Hossein AFSHORDI, Hossein SALAMI, Seyyed Abdolrahim MOUSAVI, and Amir Ali HAJIZADEH; 6. Whereby the perpetrator only denied the mens rea, or intention behind the act, claiming the act to have been a human error. 7. Whereby the obstruction of justice by the destruction of evidence by the IRGC has been widely reported, including by the government of Canada, government of Ukraine, and numerous North American reporters who witnessed the site of the plane’s wreckage; 8. Whereby the above-named complainants retained expert evidence and submitted a claim in the Ontario Superior Court (Zarei v. Iran). 9. The experts found that the acts of the accused could not have been accidental, and were intentional. 10. The judge of the Ontario Superior Court, Justice Edward Belobaba, upon reviewing the expert evidence, found that the acts of the accused were, on a balance of probabilities, intentional, and constituted acts of terrorism under Section 83.01(1)(a) of the Criminal Code R.S.C. 1970, c. C-34, as amended. SUBECT MATTER OF THE COMPLAINT 11. Whereby, the complainants were provided with a letter from the Commissioner of the RCMP, Brenda Lucki (“the Commissioner”), by email, on or about July 7, 2021, stating that the Commissioner would not open a criminal investigation against the perpetrators; (Appendix A) 12. The statements of the letter of July 7, 2021, in their entirety are the subject matter of this complaint, including that: A question was also raised on whether the decision to not commence or lead a domestic criminal investigation in Canada was an RCMP decision. It is indeed our responsibility to make these decisions, though we consult with legal counsel and other advisors on the potential viability of obtaining physical evidence, access to witnesses and consider related issues. In this case, it was the RCMP that decided Ukraine was the most competent authority to lead a criminal investigation into the downing. This is because Ukraine had greater rights to access the crash site, to the wreckage, and to witnesses and victims in other countries. FACTUAL AND LEGAL FOUNDATION OF THE COMPLAINT 13. The following facts are undisputed and reported widely by credible media sources. They are accepted as credible and summarized in Zarei v. Iran as follows: [9] The actual events of January 8, 2020 are not in dispute. The grim chronology, as set out in numerous international reports and media investigations, can be summarized as follows. [10] Ukraine International Airlines Flight PS 752 (a Boeing 737-800) was shot down by two Islamic Revolutionary Guard Corps (“IRGC”) Tor M-1 missiles shortly after departing Tehran for Kiev. The first missile hit at 6:15 a.m., the second about 30 seconds later. Engulfed in flames, Flight 752 turned to return to the airport and continued flying for another four minutes. Then it crashed. All 167 passengers (55 Canadian citizens, 30 permanent residents and 53 others on their way to Canada) and 9 crew were killed. [11] After several days, the IRGC publicly admitted responsibility for the crash, blaming human error. The commander of the IRGC Aerospace Force said a defense system operator mistook the passenger jet for a cruise missile. Iranian media offered two explanations: that it was a mistake made by a junior IRGC officer operating the missile system or the result of electronic warfare by the U.S. Army that caused the missile system to see the Boeing 737-800 airplane as a U.S. cruise missile. 14. Any criminal investigation, therefore, will be necessarily narrow, focusing solely on whether the act of violence was intentional or accidental; 15. To determine whether it was intentional or accidental requires expert evidence to assess the plausibility of the accused’s claim that it was an accidental act; 16. The government of Ukraine and Canada, as well as experts retained by the complainants, have agreed that the acts could not have been accidental;1 17. The cited reports, including that of Ukraine, Canada, and the United Nations, point to lack of credibility of Iran’s theory, gaps of information, and destruction of evidence by the IRGC. 18. In reviewing the evidence, the Ontario Superior Court pronounced judgement, concluding that, on a balance of probabilities: [52] I find on a balance of probabilities that the missile attacks on Flight 752 were intentional and directly caused the deaths of all onboard. I further find on a balance of probabilities that, at the time in question, there was no armed conflict in the region. 1 For analysis of the expert reports, as well as the UN and Canada’s dismissal of Iran’s “human error” theory, see paragraphs 40-44 of Zarei v. Iran. For Ukraine’s dismissal of the theory, see: [53] The plaintiffs have established that the shooting down of Flight 752 by the defendants was an act of terrorism and constitutes “terrorist activity” under the SIA, the JVTA and the provisions of the Criminal Code, as discussed above.” 19. It is the duty of members of the RCMP who are peace officers, which includes the Commissioner, as their most basic duty under Section 18 the RCMP Act: (a) to perform all duties that are assigned to peace officers in relation to the preservation of the peace, the prevention of crime and of offences against the laws of Canada and the laws in force in any province in which they may be employed, and the apprehension of criminals and offenders and others who may be lawfully taken into custody (emphasis added); 20. It is the responsibility of every member of the RCMP, including the Commissioner, to respect the rights of all persons, maintain the integrity of the law, law enforcement, and administration of justice; 2 21. The Commissioner, like all members of the RCMP, must also perform its duties promptly, impartially and diligently, in accordance with the law and without abusing her authority.3 Therefore, although the Liberal government of Canada may be unclear as its political intentions with the IRGC, the RCMP must nonetheless fulfill its obligations to be impartial, respect the rights of all persons, and prevent crime and offenses against the laws of Canada. 22. The RCMP’s discretion to decline opening an investigation is not limitless, and the decision must be made rationally on a subjective and objective basis: R v Beaudry, 2007 SCC 5 23. The RCMP’s discretion, as in all administrative decisions, must be exercised reasonably, such that the exercise of its discretion is justifiable, intelligible, and transparent. Canada (MCI) v Vavilov, 2019 SCC 65 at para 65 THE COMPLAINT 24. The complaint is not about national security; 25. In the case at hand, there is a strong public interest to: • deter criminal acts against Canadian citizens, according to the RCMP’s principal duty under Section 18 of the RCMP Act; • secure and preserve evidence of or relating to an offence on behalf of the victims, in collaboration with experts as well as the Ukrainian authorities, and • pursue justice before domestic courts as well as the International Criminal Court; 26. Declining to act on behalf of victims to investigate would thwart these justifiable public interests. 27. And whereas the IRGC has been legislated to be added to Canada’s terrorist list, it is in the public interest to determine the terrorist tendencies of the IRGC; 28. And despite the Commissioner declining to open an investigation, the government of Canada has made an official statement that the RCMP is engaged in criminal investigations against the IRGC to determine if it is a terrorist organization, stating: “our national security and law enforcement agencies are actively engaged in monitoring the activities of these groups, and gathering the evidence required to support a determination of listing as a Terrorist Organization.” https://petitions.ourcommons.ca/en/Petition/Details?Petition=432-00723 29. The contradiction between the statement of the government of Canada that the RCMP is investigating the terrorist tendencies of the IRGC, versus the Commissioner’s statement that it is not, signifies bad faith and/or discrimination, partiality, ultimately unjustifiable use of police discretion, and the Commissioner’s neglect of the RCMP’s duties to prevent unlawful acts of terrorism and violence against Canadian citizens. 30. And the Iran government’s destruction of evidence means Ukraine does not have any particular advantage over Canada; 31. And in any case, that Ukraine and Canada have concurrent jurisdiction to investigate the matter before their domestic courts and at the International Criminal Court; 32. Whereas the Ukrainian Prosecutor General’s Office justifies the opening of a criminal investigation in the following way, directly contradicting the reasoning of the Commissioner in her letter: The investigation of this crime is carried out in absolute conditions of extraterritoriality, without having access to the remnants of the plane wreckage and without the possibility of questioning the witnesses and other persons in the case in the territory of Iran. At the same time, all that did not become a hindrance to the advancement of the investigation toward establishing the objective truth. https://www.gp.gov.ua/ua/b_737 33. And whereas the Ukrainian government does not have jurisdiction to pursue justice for the 55 Canadian nationals; 34. And the Ukraine has only lost 11 citizens compared to the 55 Canadian citizens; 35. And the Ukrainian authorities have solely relied on expert reports to make their findings, and the only issue to be investigated is the intentionality of the act, the identity and act itself having been established; 36. And Canadian and Ukrainian investigators have the ability to share their findings: 37. The RCMP Commissioner has failed to follow her duties under the RCMP Act, and acted unreasonably or partially under political influence; 38. The RCMP Commissioner has compromised the integrity of the Criminal Code, opening it to opportunism and abuse. RESOLUTION SOUGHT 39. As a result of the above, the Complainants seek a Canadian criminal investigation into the downing of Ukraine International Airlines Flight PS752 on January 8, 2020. 40. Furthermore, in order to maintain the public trust and reinforce the high standard of conduct expected of the Commissioner as a member of the Royal Canadian Mounted Police, the Complainants request an investigation into the Conduct of the Commissioner as it relates to her decision on Flight PS752 and all the circumstances surrounding that decision, as provided by the RCMP Act: 40(1) If it appears to a conduct authority in respect of a member that the member has contravened a provision of the Code of Conduct, the conduct authority shall make or cause to be made any investigation that the conduct authority considers necessary to enable the conduct authority to determine whether the member has contravened or is contravening the provision. 41. The Complainants seek to ensure the Commissioner is held responsible and accountable for her decision and for the totality of her conduct in relation to Flight PS752.
MOGHADDAM ET AL.  CLAIM AGAINST COMMISSIONER BRENDA LUCKI content media
1
2
375
shahin moghaddam
Aug 23, 2021
In Topics and General Discussion
Joint Statement of the International Coordination and Response Group for the victims of Flight PS752 03 June 2021 The International Coordination and Response Group for the victims of Flight PS752 today issued the following joint statement: “We, Ministers representing Afghanistan, Canada, Sweden, Ukraine, and the United Kingdom, have taken note of the unique situation in Afghanistan that requires its full attention. As a result, the Coordination Group countries have agreed that while Afghanistan will remain a key partner and continue to play an important role in the group, it will not engage directly in the upcoming negotiations. As it is the Coordination Group’s guiding principle to ensure that all victims of the downing of Ukraine International Airlines Flight 752 (PS752) are treated equally regardless of nationality, Canada, Sweden, Ukraine and the United Kingdom, as well as Afghanistan, will continue to vigorously pursue their efforts to obtain transparency, justice and accountability for all the victims, including Afghan victims and their families. As always, we stand in solidarity with the families and loved ones of the victims of PS752, who continue to grieve their profound loss. They can be assured that the Coordination Group will remain united in their objective to hold the Islamic Republic of Iran accountable for this tragedy.”
0
0
2
shahin moghaddam
Aug 23, 2021
In Topics and General Discussion
https://www.gp.gov.ua/ua/b_737 The Prosecutor General’s Office is conducting the procedural guidance of the pre-trial investigation in the criminal proceedings over the fact of the downing of the Boeing-737 passenger jet Flight PS 752 of the airline company “Ukraine International Airlines” in the sky over Tehran, on 08 January 2020. The pre-trial investigation is carried out by the Main Investigation Department of the Security Service of Ukraine. The preliminary classification of that crime is as follows: wilful killing of two or more persons, committed in a manner endangering the lives of many persons; intentional destruction of property, committed in a generally dangerous manner, which caused the death of people and other serious consequences; violation of the traffic safety rules or the air transport operation rules, which caused the death of people (sub-paragraphs 1, 5 of paragraph 2 of Article 115, paragraph 2 of Article 194, paragraph 3 of Article 276 of the Criminal Code of Ukraine). As a result of that disaster, 176 people, who were the citizens of 6 countries, were killed. Among those killed on board were 11 citizens of Ukraine. The plane was completely destroyed. Ukraine’s jurisdiction to investigate this crime is fully in line with the rules of international law and the rules of national law. Thus, Article 8 of the Criminal Code of Ukraine stipulates that the foreigners who do not reside permanently in Ukraine shall also be liable in Ukraine in the cases as provided for by international treaties or if they have committed any of the grave or particularly grave crimes against the citizens of Ukraine or the interests of Ukraine. The crime committed against the aircraft “Boeing 737” Flight PS 752, registered in Ukraine is exactly such a particularly grave crime, which falls under the international treaty ratified by Ukraine and Iran – items “a”, “b” of Article 1 of the Convention for the Suppression of Unlawful Acts against the Safety of Civil Aviation of 1971. The investigation of this crime is carried out in absolute conditions of extraterritoriality, without having access to the remnants of the plane wreckage and without the possibility of questioning the witnesses and other persons in the case in the territory of Iran. At the same time, all that did not become a hindrance to the advancement of the investigation toward establishing the objective truth. During the year of the pre-trial investigation, more than two hundred procedural and investigative actions were carried out, 18 requests for international legal assistance were forwarded to other countries, and direct cooperation is being carried out with the competent authorities of Iran and Canada. At this point, the comprehensive criminalistics expert examination is underway to establish the causes and nature of the damage to the aircraft, the amount of material damage and the compliance with the rules of international flights. Last year, two rounds of negotiations were held with the Iranian side, in particular, regarding cooperation within the criminal investigation. At the end of the year, Ukraine received for analysis a draft final report regarding the “UIA” aircraft crash in Tehran, prepared by the Iranian side in accordance with the provisions of the Convention on International Civil Aviation. This is a technical report that can reveal the causes of the aircraft crash. Ukraine has 60 days to submit comments and suggestions to the report, after which Iran will have to finalize it within a month. The report will be published only after its approval by the Council of the International Civil Aviation Organization (ICAO). At present, the Prosecutor General’s Office continues to collect and analyze information concerning the circumstances of that crime. For this purpose, a separate e-mail address PS752@gp.gov.ua was created to receive appeals, messages and documents from the persons who may be aware of additional circumstances of committing that crime and who may be questioned as witnesses. The messages forwarded to this address that do not relate to the PS 752 case will be left unaddressed by the Prosecutor General’s Office. We appeal particularly to the next of kin of the crash victims. You may use this e-mail to provide to the investigation any additional materials that may be available to you, or to express a desire to cooperate with the investigation, including on the basis of confidentiality. In order to set up direct communication with the prosecutors in the given criminal proceedings, the reference contact details should be indicated in the messages. The Prosecutor General’s Office
0
0
5
shahin moghaddam
Aug 23, 2021
In Topics and General Discussion
Ukraine rejects Iran’s claims that human error caused PS752 downing Ukraine does not agree with Iran’s theory of human error being the cause of the downing of a Ukraine International Airlines (UIA) flight near Tehran and is waiting for the results of the investigation and the established legal facts, Ukrainian Foreign Minister Dmytro Kuleba has said. “It is too early to claim that the plane was shot down due to human error, as the Iranian side claims. We have many questions, and we need many authoritative, impartial and maximally objective answers to what had happened.” he said at a briefing on Tuesday, July 14. Ukraine calls for a criminal investigation The Foreign Minister says “As of now, Ukraine cannot agree with the fact that the plane was shot down due to human error. We are convinced that this issue should be resolved as part of a criminal investigation with the establishment of all the facts,” According to him, only then will it be possible to state definitively that a certain theory was behind the downing of the Ukrainian passenger plane. “Iran should pay the highest price.” Kuleba said today that “the imposition of interpretations is wrong” and that everyone should focus on establishing legal facts. “In any case, the downing of a civilian plane is an illegal act, and Iran will answer for this act in accordance with international law. The Ministry of Foreign Affairs of Ukraine is fully prepared for this legal and diplomatic struggle, and we will do all we can so that Iran pays the highest price for what had happened,” Kuleba said. Black boxes examination next week in France He said that according to the Ukrainian Embassy in Iran, the Iranian side has expressed its readiness to arrive for talks on compensation to Ukraine between July 20 and 30. The minister also noted that the next important step was to examine the plane’s black box flight recorders and added that this should happen next week in France with the participation of leading experts from the United States, Canada, France, Britain, and Ukraine. Iran’s Civil Aviation Organization said on July 11 that the misalignment of the missile guidance system and a decision to fire without authorization had led to the accidental downing of the Ukrainian passenger plane in January. The Ukraine International Airlines (UIA) plane (flight PS752) heading from Tehran to Kyiv crashed shortly after it took off from the Imam Khomeini International Airport at about 06:00 Tehran time (04:30 Kyiv time) on January 8. There were 176 people on board – nine crew members (all Ukrainians) and 167 passengers (citizens of Ukraine, Iran, Canada, Sweden, Afghanistan, Germany, and the UK). They all died. On January 11, Iran admitted that its military had accidentally shot down the Ukrainian passenger jet. Iran’s Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) accepted full responsibility for the downing of the Ukrainian airliner. It emerged later that the UIA plane had been shot down by two missiles of the Tor-M1 air defense system, which Iran received from Russia.
0
0
2
shahin moghaddam
Aug 23, 2021
In Topics and General Discussion
Reza Banai هنگام کنار زدن ارتجاع و دورویی است! ********************************************************************** رهبران دو حزب لیبرال و نیو دمکرات پیوسته شعارهای ترقی خواهانه می دهند و چهره های واقعی ارتجاعی خودشان را در پشت ادا و اصول های پیشروانه پنهان می کنند. از ادعاهای ضد نژادپرستی و حمایت از حقوق اقلیت ها و دگرباشان گرفته تا پشتیبانی از طبقات محروم و کم درآمد و همچنین کمک به کشورهای فقیر و عقب نگه داشته شده. اما در عمل و یا در قدرت، آن کار دیگر میکنند! مشتی فریبکار و حقه باز و سیاست پیشه هستند. چهره سیاه کرده و نژاد سیاه را به سخره می گیرند، پول مالیات دهنده را صرف عیش و نوش خود می کنند، و با پلید ترین حکومت ها و عواملش نرد عشق می بازند. در جلسات ماتم و اندوه خانوادگان کشته شده های هواپیمای اکراینی اشک تمساح می ریزند و شعار حسابرسی از رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی سر می دهند اما تنها چند هفته پس از آن جواد ظریف دروغگو و نوکر سپاهیان جلاد را در بغل می گیرند! آن یکی که سر دسته نیو دمکرات هاست در بغل عوامل آشکار رژیم، دائم جفتک چهار کش انداخته و با آنان در رویای گشودن لانه (سفارت) تروریستی سپاه یک لحظه آرام و قرار ندارد. از بی کسی و ورشکستگی سیاسی آغوش برای فرزندان و پادو های رژیم اسلامی باز کرده و حزب نیو دمکرات را تبدیل به مخفیگاه لابی رژیم پلید اسلامی کرده اند! چرا که شوربختانه اینروزها جایگاه انسانهای شریف و پیشرو مانند جک لیتون و پال دوئر را افرادی چون جاگمیت سینگ اشغال کرده اند! هنگام آنست که مردم و بویژه ایرانیان آگاه دست رد به سینه همه این دغلکاران زده و اجازه ندهند که بیش از این پول و امکانات مالیات دهنده کانادایی در این دوران بسیار دشوار بدست این دو رویان سیاست باز و بی مایه به هرز رود. تا وقتی که این دو حزب به خود نیایند و با انتخاب و گماشتن چهره های کاردان و صادق به مسیر اصلی و اهداف مردمی و پیشرو بازنگردند نباید به آنان اجازه داد تا علاوه برنابودی منابع مادی؛ آمال و آرزوهای ترقی خواهانه مردم کانادا را نیز از بین ببرند!
0
0
16
shahin moghaddam
Aug 18, 2021
In Topics and General Discussion
B: Because all this time we have been preparing and encouraging each other to confront the enemy and the enemy at home and be aware of the abominable action they had taken. B: That's what happened. And because of the fact that we instilled that feeling in them. And it was induced. B: On the first day, which was held for the briefing and preparation of the forces after the Friday prayers, they spoke there, and they were ambiguous. B: But we understand this today. That is, after the last and final announcement that was made, we realized. B: And that day we did not look at it this way at all, that some of their words and reports are ambiguous. B: At the night session these issues were repeated again, and the next day in the same way: morning, noon, night, until the last day that Mr. Hajizadeh made an announced. B: This means that the meeting that was held after his announcement was full of tensions, and the atmosphere of the first and second days were gone. B: It was full of tension between the forces, and protesting against this behavior, as well as very determine for a reason, and to get a convincing answer for this action. B: Which we saw that by condemning, and blaming an individual, they tried to end the issue. B: But the fact remains that we are not convinced and this persuasion will not happen, because we know the subject and we know what the mechanism of it is, and what happened was impossible. A: Tell is about the place that the decisions were made, the board, who ordered it, and who approved it. If you please kindly tell us. Because you were suppose to tell us about a list. B: Yes, Absolutely. There are 22 members who routinely attend such meetings. B: But there were 42 present that night, and of those 42, eight were not registered. B: From the registered ones, I will read a of 29 list for you. Also will read the rest for you. B: Of course, I had to find a sheet, which I could not find, but I’m currently going to read the list for you, in order. B: I have a special night in mind; That special night, which the meeting was held at the House of Leaders to decide on action against the United States. B: In the presence of the regular members and the guests whom were invited to that special meeting. B: Well, I’ll read from the list, and you listen. B: Mr. Mohammad Mohammadi Golpayegani Mr. Ali Asghar Hejazi Mr. Mohsen Qomi Mr. Haqqanian Mr. Seyed Ali Moghadam Mr. Mohammad Javad Irvani Mr. Hossein Mohammadi Mr. Hossein Fadaei Mr. Salami Mr. Rashid Mr. Firoozabadi Mr. Ashtari Mr. Alavi Mr. Tayeb Mr. Bagheri Mr. Saeedi Mr. Hashem Rasouli Mr. Mr. Adel Mr. Safavi Mr. Shamkhani Mr. Shirazi Mr. Kowsari Mr. Dehghan And the son of Mr. Mojtaba Khamenei B: I just read to you, 26 of the people on the list that I had right now. B: If we deduct from the 42. A: 16 would be left. B: Yes; Minus the eight that we’re not registered in their book, which I don’t know them, they were unknown-guests on that specific night. B: But the eight that are missing from this list. Which, I’ll also read them to you. B: Now, either until the end of the conversation, or one to two hours later, I will also read the 8 for you. A: Is this command clear? Who exactly was it from? Whose plan and order was it? And what did Khamenei do there? Was it Khamenei's approval? Or not? How was it? B: You see, let me first tell you the names of the military advisers whom were present. Who were these military advisers? B: Mr. Fadaei Mr. Salami Mr. Naqbi Mr. Rashid Mr. Firoozabadi Mr. Ashtari Mr. Bagheri Mr. Kosari Mr. Shamkhani Mr. Safavi B: The number of people I read all have military backgrounds, meaning that they are all either commanders, advisers or as such officials in military affairs. B: I mean, the number of people that I just mentioned to you, whom all have military affiliation. Raises a big question mark on the night of the incident, by itself. B: As per why so many military officials were present at the meeting on this night? B: This in itself shows that this work was planned in advance and they knew and were informed and these people were gathered with the knowledge of this issue. B: I could not convince myself that by chance all these people at once, were there that night. B: Because without exception the number of people that I mentioned to you. Which I’ll Again send you all their profile, title, and job descriptions, via internet. B: This many number of military personnel in a meeting of 42, which is about 12 to 13 of the 42 people who were present in this meeting. B: Which only indicates that an important decision had to be made in the military discussion that the top military personnel of the country at the time were invited and have attended. B: That you say; Who made the decision? Undoubtedly, all these people who had a military background, were all commentators, and commented, and analyzed. B: Except for the rest, who are all politicians, these number of people definitely gave their direct opinions in the matter. B: But the mechanism is based on the fact that the final decision is made by Mr. Khamenei himself, and doing so in this national magnitude of dimension is definitely done under the command and order of Mr. Khamenei. B: And no one can directly and independently make such a decision from these people, or a group of these people can never decide and act as such. B: Such a thing does not make sense at all, nor is it distorted. And this happened with the approval of Hazrat Agha Khamenei. B: That long-term communication contact; I mean in terms of time, which happened on that particular night. B: With the airport, with the watchtower, with the airport security corps, and the country's aviation organization. B: All of this behaviour suggests that all this was a plot, and a plan, in fact not an coincidental. B: Because four to five lines were involved, and one line was completely connected to the airport security corps as a continuous hotline. B: And these questions show themselves, and becomes clear, when the passengers boarded the plane, then they get are asked to get off, and sent them to the waiting room. And the passengers are boarded on to the plane, again. B: All these are a sign that a delay in time has taken place, with it was planned to buy time, in order to make their final decision. B: In order to see which of the available options they want to choose. And unfortunately the unlucky lottery has fallen on this passenger plane. B: And this tragic incident happened. A: You found in your reports that the passengers were disembarked and re-boarded? B: This is the report of the Airport Security Corps, which I both saw and read. A: well, Let's get to the point of why they shot down this plane. There were other planes present that night. B: Well, why they shot down this plane? First, the aircraft was originally Ukrainian, and Ukraine's relations are influenced by Russian decisions and relations. B: And since Russia has warm relations with Iran and Khamenei, the choice of the target was definitely made in coordination with Russia. And it certainly was not ineffective, and not without a role. B: Why this plane? Well, the number of passengers is a priority, and in this, the largest number was Iranian with Iranian citizenship. B: This number of Iranian passengers creates the illusion for them that they will eventually confuse the issue with a technical error. B: And in the worst case, they are given an advance as insurance, and the case ends. B: But well, if God wants something to be done, it will be done, and if He does not want it, nothing will be done. B: The United States comes from the other side of the world and announces that they have received an infrared of two missiles. B: Which forces them to accept their denial after hours of lies, and make an official announcement admitting to human error in their own words. B: Their calculations were wrong, and in the middle of it, unfortunately, many lives were lost. "Academic and precious souls." A: You said once that a number of moves had been made by the United States, and my question is that now the United States did not attack, why such an order was not revoked, why it was still implemented. B: You see; America. You say why it was not canceled? No, it is not the case that the United States says we will not act. B: That because of that they say, there is no need to do anything anymore. B: Until the plane crash, they were convinced that the United States would definitely react. B: And then they will blame the United States for what happened to this passenger plane with an internal conspiracy. B: It is as if they did the same thing with the other Iranian passenger plane over the Persian Gulf. B: There, in fact, the Iranian military plane was above the head of the Iranian passenger plane. B: And the radar and radar equipment had correctly intercepted and detected a military aircraft. B: And in fact, they fired at the military plane, not the passenger plane that was being used as a coverup. B: The same thing happened with this plane. They planned and calculated for themselves that the US attack on Iran and the missile launcher they carried out on Iraqi soil and targeted the US base would definitely happen. B: And then we will actually relate the American response to this passenger plane, and then we will say that it was their job. B: But.... A: But their plan backfired B: The United States did not react at all and ignored the issue completely. Because; first of all, US knew that something like this is going to happened to them. B: Secondly, US did not want to, and will not go to war with Iran at all, and all this was a propaganda slogan for the bloodshed that was shed from Mr. Soleimani. B: They convinced the public opinion inside the country that we reacted. And this is our reaction, but in the middle of these mistakes they caused the death of so many of our compatriots. A: You told me something last time that Mr. Shamkhani's speeches are very influential, and it seems as if the plan was actually proposed by him, which was later confirmed by Mr. Khamenei. A: I wanted to know where Shamkhani's office is? how much he influences Mr. Khamenei? how much his words affect him? B: He is a member of the National Security Council of Iran, and his influences in such decisions are very up-high. B: Now when I explain to you in a sequence series, you will be Enlightened. B: When a member of the Supreme National Security Council is present on the night of the incident along with 12 other senior military personnel. B: While he is a member of this council and he has been an official ranking member, and continuously had the positions of commander in all these years. B: And his closeness to Mr. Khamenei in these respects and the military advice that this gentleman has given to Mr. Khamenei and continues to give. B: It has all been effective to show that he's important to Mr. Khamenei because of his views, and that he counts on those views. B: And in fact, perhaps I can say that among the people present at that meeting, among the military people who were present, Mr. Shamkhani is at the top of these people in terms of opinion and final decision. A: Yes, very well, where is his office? Shamkhani! B: Mr. Shamkhani has his office in the Supreme National Security Council. B: And let me tell you something off-topic, he's one of those people who doesn't really need much coordination to meet with the leadership. A: Thus; is his office is in the House of Leader’s? B: No, It’s Not. The National Security Council is not a house of leadership if you want a location, it’s in the north, north of Tehran. B: But, No; his office is not in the House of Leaders. A: Well, I imagined; because a person whose so close to the leadership, might have an office there as well. B: No, No. His Office is not there, Mr. Rohani, and him, both. A: Then it means, according to everything That he is there as he wants, with Or without permission slip. B: He is free and can come and go there as he wants. B: But meeting with the leadership is not like that and not just anyone can wish to meet with Mr. Khamenei at any moment. B: There are few people who actually have such a position and one of them is Mr. Shamkhani who has such a positioning. B: Mr. Soleimani, Mr. Shamkhani, Mr. Naqdi, Mr. Safavi, these are all in the position. Of course, I am telling you this from the military, I do not mean the politicians. B: For example, Mr. Bagheri does not have such a position. You see what I mean? A: Yes, that’s correct. B: That is, despite being a top military man, and despite being considered a senior commander, he still does not have such a position. A: Ah, because one of the families himself has researched and investigated has said that Shamkhani's office is in the house of the Supreme Leader. «I said, 'Well, I don't know.» B: No, No. His office is not in the House of Leaders A: It's great, I just want to ask at the end, what is the reason that you have trusted me as a representative of the families and you are cooperating, giving information and helping? A: If you say about the reason for this, it is very good! B: You see; First of all, I'm heartbroken and personally very sad about what has happened. B: It is really horrible and unbelievable that my compatriots from high levels, from high academic level, have such a bad thing happen to them. This is my personal discussion. B: But, the fact that why did decided yo talk with you; I really want to help, and to achieve justice, and that those who make this terrible decision, and played a role should be brought to justice, and punished for their actions. B: And so they do not fall short of this crime so easily and freely, as they have fob so In these forty years over and over. B: But really, these young people, the children, these people who worked with thousands of hopes and aspirations, and have progressed in a foreign country. B: And they returned to visit their families, then when they wanted to return to their homes and lives, they had suffered the such fate instead. B: It hurts and pain every human heart. What one’s job is or position, and what one’s beliefs are, I don't think it has any effect on the whole of the pain and thing that has happen. B: And It’s from this belief and reason that I decided to talked with you. B: I do have my own concerns; Concerns about what awaits me from speaking with you. But regardless I have made my decision to talk. A: One question that has come to my mind just now was that in many places it was said that six people were arrested. And such talks. I think you may have heard this yourself. A: I want to know if you have any information about the 6 people? Or who they really are? Is this really true or not? B: No, not at all; This is definitely not true, This is one of those rumours that’s a spread or raised to calm the public opinion. B: This military person has carried out the order of the high official, and did not make any military mistakes. Why should he be convicted? Why should he be punished? B: Punishment for what criminal act when he has carried out the orders of higher authorities. B: If he did not execute his orders, he would have assumed that he would be dealt with militarily actions and dealt with by the military tribunal. B: And reach the highest of the punishments that have been decreed for him. B: Whether this person or those six; Because I Only can hold one person responsible for the shooting, so I can not speak for myself. B: But, In any case, one person or persons were all subject to the order, and did not do anything outside the order and by their own opinion and decision. Therefore it is impossible for them to deal with these people. B: These things are only for domestic consumption and they are quite ridiculous. A: I just saw something here that you talked about it last time. A: That a team of 50 to 60 people had made communication between the leadership house and the airport. B: This was the 42 people who were present at the meeting, and I read a lot of them to you, I read 29 to you. I have a few left to read to you. Of course, I do not have it now. B: These people included the IRGC, and the security and air force of the whole country, and the missile project, which all interacted with each other. The total number of these people is around 60 or even more. B: Whom were directly involved in the matter at that hour, and not just for minutes or an hour, but for three hours. A: Very well; Im very thankful to you for talking with us. A: Following what we talked about before, that you’ll give me the 2-file of our conversation together. A: One of them, as you said, you’ll put beep sound effect on part you say your name, and you’ll twist the sound, then give me the complete file in two copies. A: I will give that modified version to my lawyer, and I will keep the original for the court, or for the prosecutor if necessary. I'd be very grateful. B: Absolutely, with pleasure. A: Thank you again. Thank you. Anyway, at that time I also said that I am from a military family. Therefore I understand to some extent that this was a great step. A: In any case, it is both frightening and humane, both of which are hard to see from both sides and are commendable. B: Thank you kindly. Thank you. A: I'm thankful; I will not take more of your time today. I think now, I honestly do not know how long it is. Let me look. I think we have been talking for an hour. A: Anyway, thank you; I will be back in touch with you, and if there is a case I will send it to you, I will be happy for you to answer the questions I will ask in the future as much as you can. A: Because I do not think this is something that can be achieved with one or two times or one conversation. A: Probably newer theories will come of this, and more questions for us. If you could as much as possible help us again, I’ll be gratefully thankful. B: I am at your service. Surely I’ll. I am at your service, and I will help as much as I can, and have the knowledge, and I will not hesitate. A: Of course, I emphasized that this talk of ours will not be presented to the media in any way because of its importance. By no means. A: Because it's actually a trump card we have, and it has to be presented in the right place with the best interest. A: Because all these media’s are all in fact agents of government, and this invalidates the winning card. And that is the reality. B: That’s correct, absolutely correct. A: Of course, I have another job for you after this talk. Another talk. Now you can delete this part of the file before you give us the edited version. A: That is whether in the property that exists or not. I will send you a series of photos of ours, so that if you have access to those depots, you can see if something comes out of it. B: Okay, no problem, send it to me. A: For example, like Shakiba's ring and watch, of course, it has no financial value for me, but it has a spiritual value. B: Yes, I-know. A: Because even the forensic doctor told us that there was no ring on her finger. A: Of course, I do not know if Whether there was was any finger or a hand left. but this is the answer they gave me. B: Let go of this talk. A: Anyway, thank you, thank you for calling. A: Have a good evening. B: You’re most welcome Mr. Moghaddam. B: Wish you good time. Please Take Care, and stay well. A: Thank you kindly; Goodbye. B: Goodbye.
0
0
27
shahin moghaddam
Aug 18, 2021
In Topics and General Discussion
Phone Call Interview Transcription To English The Phone Call Interview With The Commander Of The Revolutionary Guards (IRGC) In Charge Of Protecting The House of Leaders; part 1 A: Hello there. B: Hello again and good evening to you. A: Good evening to you too, How are you? Are You Good? B: I’m, Thank you. My phone was getting charged, and my battery was at 4% to 5%. B: Therefore I brought the phone to To the other room do we can talk & It changes at the same time. B: That’s why I hanged up and Called back. A: That is great, really great. A: So I’m not going to take anymore Of the time, please begin with introducing your self, and tell us More about you. A: Then please tell us in detail about The story you want to revile. Thank you. B: I’m going to be back shortly Then I’m going to start. A: ok. B: Well, I m K.A Commander Of The Revolutionary Guards IRGC In Charge Of Protecting The House of Leaders. B: Up to this date I have been in the service for (X)Yrs, and I’m officially one of the permanent staff of the IRGC bases in Chamber Of Ayatollah Khamenie. B: And, about the subject of the accident of the plane that they made happen, I have information that I’ll put at your service, and I hope you’ll find it useful. B: And considering that, my security should also be considered. B: Well, if you want should I start. A: If you please do so, and also please tell us about your education As well. A: Then let’s talk about the conversation that we had the other night. A: I...., Tell us in detail about your education, what it’s, and the description of what you said; that you were not there since the morning, and the rest of the story. B: Let me tell you that I have master's in computer hardware, and my specialty is in networking, and I studied at Imam Hussein University. B: During this time that I been working, I was in the position in accordance with my specialty, also I did go on many missions that were not necessarily related to my specialization. B: Now do you want me to start with these? A: Not so much about things outside of the story. Just about anything that actually relates to the flight. B: That’s what I meant as well A: Yes, yes. Thank you, Thanks. B: That morning, the day of the accident, which was early in the morning, I saw a text message on my phone asking to get to work as soon as possible. A: What was the time? B: In Short While. B: I have to check because I do not remember after this time, but I know it was after the accident. A: ok B: One hundred percent (100%) A: I believe it would have been 7:30 or 8 o'clock B: No, it was earlier. For example; you think close to 6:15 like this. A: 6? Nearly around 7 I think it flew B: No, No. You see. Are you talking about the flight in incident? A: Yes, Yes. I think the incident was near 6:30 or 7 B: No, No. A: Of course it’s ok, because the amount of time, a year has passed. B: No, no, this must be corrected, because if there is a contradiction in our conversation, it will not be right. B: Honestly, let me, I have written it down, just give me a moment l’ll find it, and will inform you. A: Ok B: At 7:23am a text message arrived, and at 7:32am they called, and at 7:41 in the morning they announced on the radio that; it’s necessary to get to work as soon as possible. A: The contents of the text message was of the same, asking to get yourself there, right? B: Yes, as soon as possible, and necessarily get to work. A: Oh, ok, it's very good very good. A: Go-ahead please; B: ok, I arrived at work on the account of their repeated insistence, and I had just entered my room, and as I was changing my clothes we were informed that the mission order was ready. “You should immediately go to the scene of the crash with the cars that are getting there.” B: At that time, I had no information at all about what had happened to this aircraft, what was the specificity of the aircraft or the situation, and the subject was completely unknown. B: I did not have any information or background on this issue until I was introduced to it as I arrived to the scene. B: I got in the car and went for the mission to the place of crash, and got off along with two other colleagues who were on a their own mission following other parts of the mission, and a large number of the forces that had came from different departments. B: Which at the moment I have many of them in my mind that I want to tell you all about them here. B: From the fire department, the emergency service’s of the Basij and the municipality and the people at the very beginning. That is, we were in fact the last force to enter the scene. A: That is, the Revolutionary Guards were in fact the last force, right? B: Yes, yes, the Revolutionary Guards was the very last force that entered the scene. B: And I will say this in parentheses, (“which I later found out was all intentional and planned, meaning it was not a coincidence.”) A: Do you think you remember approximately when you arrived? B: Me, at the scene? A: Scene! B: Around 8:30. A: Ok. B: 8:30 in the morning. A: ok, by then others had been able to collect everything from the scene. B: At that moment, on the other hand it was so chaotic that there was really no place to follow many of the protocols. B: Well, we entered the scene, and unfortunately we came across horrifying scenery that had happened, and the bodies that had disintegrated, and in the first few minutes we were in a state of bewilderment, or rather I was. B: Then I became sure that these are Iranians, they are our compatriots, here and then I had lot of questions, that I started to ask others who were present on the scene before us. B: Research and inquire about what the issue is? they said; It was a flight from a Ukrainian airline to Canada, full of dual-nationality Iranian passengers. B: Well, here and then I had more doubts about how such a thing happened? and why? B: And my assumption was that it must’ve been the United States that has carried out order of missile or the air strike. A: They attacked? B: Yes, in retaliation of the attack on their base by Iran, they came and did such an honorific act. B: Because I had a background in my mind, that they had already done the same with the passenger plane in the Persian Gulf from their ship. So this was possible. B: I convinced myself that something like this had happened. As my anger multiplied and I was really upset and at the height of my anger and hatred for this incident, while I saw the dismembered bodies of my compatriots. B: Because, when I became convinced that these are compatriots, I was much more upset than I thought they were an international flight and it had nothing to do with us. B: As I was talking to the forces present on the scene, I also got in touch with my co-workers through the radio, and asked; What is your impressions? What did you get? What was your first analysis? B: We came together and we talked, and they actually had the same analysis, they had the same perception that it was a retaliatory move by the United States, because we did not see any other possibility. B: Then our work was over, maybe three to three and a half hours after we arrived, our mission was over. The mission ended and we returned to our base. B: And there the conversations, the analyzes, the statistics and the data that came in were so varied and so many and in fact so different that everyone was confused and out of focus. B: Well, we came and categorized the analyzes, studied, and finally came up with some vague questions, how? Why this target? And in fact the biggest question was, why did this flight fly at all, why? B: These reasons were in the minds of all the forces present there at the scene In addition, the same anger, and retaliatory action was repeated all the time continually. A: May I ask a question? Because you were at the scene, did you see anything special? A: Even I once asked you about the chairs, because it was reported that there were four seats only? A: And what happened to the accessories of these passengers? We do not see a single suitcase in the movies, not even one thing, there is nothing in the photos and videos. A: I myself took about 380 photos of different indigenous people there and in none of them do you see a suitcase or a chair on this flight. A: If you are talking about the scene, please say something related to this, and if you can explain about it, thank you. B: There are two parts. You see; on the day of the accident all the items and belongings of the passengers were actually stolen from their bodies in large quantities. B: That is, by the same people who were present at the scene earlier, and because there was no control over the entry and exit of the items and in fact the passengers' luggages, therefore mostly were simply stolen and a that’s what has happened to a very large quantity of them, got actually lost. B: The rest of what remained and reached the IRGC was collected by the IRGC, and stored in a depot and still is. Now a series of items that were valuable, they certainly came and actually evaluated us, that is, evaluated in their own favour. B: There are a number of items that have no financial value, and may be memories for many of the families of the victims, and in fact a memento of their lost ones. Which a large volume of it are stored in the depot and have not reached the families. B: As for why there are so few seats at the scene; You see, the passenger plane fuels with supper gasoline before the flight, and the flight was in the first minutes, and it was hit by two missiles. B: As a rule; The volume of the contact with the plane was so high that in any way you can imagine, the fire and explosion was so large that it could easily destroy and melt the seat with this volume of gasoline and fire. B: But what you say; That Why 4 left? And they were not destroyed like the others, you see, I do not know if you seen the bodies of these loved ones or not. Definitely must have seen it. A: No, I must say here and now, that i approximately, I say approximately non of the families have seen any. A: Maybe 98% or 99% of families somehow, or out of grief, or whatever else, they persuaded no one to be seen. A: And practically no one saw the bodies, I received a body in a bag myself, and so did the others. Even those that left Iran have not seen the bodies too. B: You see, What I saw on the scene, Mr. Moghaddam; It was so horrible that I can say that it was scattered like pieces of meat all over the environment surrounding, and a corpse might have been left with only a trace. B: Or there was a body with the least damage, only hemorrhage could also be seen, because it was so varied but so strong, and terrifying that they had to collect some of the corpses in bags with a shovel, and then transfer the them for testing and such. B: I mean, the scene was so horrifying disturbing, that I can easily imagine that it can happen, the chairs have fallen. A: ok, very well. B: The volume of the explosion and the burning was really truly high. A: Great, let go of this, it totally takes your mind somewhere else. B: Yes. A: Well, excellent; Now you should continue. B: Well, the analysis that came to us, and I told you before; As whispers it intensified among the forces, why this flight? Why this plane? Why did it fly? B: How did this country's aviation authorities allow the flight, why did it not actually fulfill the comprehensive purpose of the entire country being flown, and the no-fly flight instructions? B: These were all questions that arose between us and then were not convincing answers. B: Eventually, the more data we had, the more doubts we had during the day, but I admit that for the first 48 hours we had no doubts about ourselves. B: That is, we did not think at all that this was an internal matter, and we all had convinced ourselves that our original thoughts on the matter is what had happened. (US attack) B: And what shuddered our beliefs, and the sadness, or anger among the forces, was Abedzadeh's confession and press release, which he accepted after repeatedly denying facts, and stated on national television that this was an human error. B: And an operator of the Missile Defence Organization made a mistake in aiming and eventually shooting down a passenger plane with this number of passengers in flight. B: Well, all those 48 hours and even more hours of our analysis were all gone. Now we wanted to convince ourselves that how did this happened? B: No matter how much we talked to any expert who specialized in these fields, what was presented was inconsistent with what we were getting. B: That is; we could not conclude at all and in any way that this was a mistake. B: This may be convincing to the public, but it was not at all acceptable to someone who is in the military and this is his job. B: Now about the operator who was addressed directly by the families of the victims. You see; I must say that he’s the person who had only push the button. B: Because I know and seen things closely. And I know that he himself is suffering from anxiety. This person himself came to the Supreme Leader for an extraordinary meeting and his request was accepted B: He went to the leader, and talked. What I heard was in an environment where the leader consoled him and gave him hope, and healed the illusion that he was likely to have. A: When was this? May I ask when was this meeting? B: Yes, This meeting was under a week from the day of crash. Under a week. A: ok then; is it possible to know his name? B: Yes, absolutely; the person that I know, that person who I know that had actually carried out the order and carried out the fire order, is Mr. Ansar Safari Safarabadi. That is his name and surname. B: He was an unknown force, because I did not know him. And according to my research, he was not part of the missile defence system. B: And that in itself was a question for me. How can a person who is not part of a missile organization be in this sensitive and stressful night, and in fact in a state of emergency? Based On a system that Carries many facts. B: In fact, he was supposed to work seamlessly in accordance with the entire missile defence system of the country, but he acted independently. B: which later, based on my own personal research I found out that he received his orders on the hardline from the House of Leaders. B: And this was something out of the ordinary and out of the way the military executes hierarchy. A: Military? B: Yes. A: You also gave an explanation about the Collaboration of that parties at that time. ? B: Yes, you see; the same way that when a military person picks up a simple weapon like a pistol. In fact, the first thing to do before he starts to fire a weapon is to aim. B: A military person would never shoot at any target without aiming first. As a rule, this should have been applied to this missile defence system that is as powerful, destructive and sensitive of a weapon that it’s. B: It is impossible that this false and ridiculous statement; “that the absence of this device and this system has caused such an error.” B: Due to the fact that if this device is not caliber it does not have the so-called firing power at all. It means the firing cycle will not be correct, which wont allow the operator to shoot. B: So in this situation, it was definitely a caliber device and the device definitely saw the target through its aiming camera. B: And the aiming mechanism of the device had given him correct and accurate information. B: As per what was the target ? And how fast? And in what direction was it flying, and in spite of this data obtained, he fallowed order and fired. B: It is true that a military person must carry out an order, but this order was out of the ordinary, out of logic, and inhuman. I do not think it was an order that was enforceable. B: I say this again and again that the military person is convicted and must carry out the order of the higher official. A: Very well, If there is anything you want to say about the three shots, which you mentioned last time. If you say something, thank you. B: Yes of course, About three rocket launches; What the United States announced in the early hours was that they had intercepted an infrared light of two missiles firing on their military satellites, and the United States made the first announcement. B: And caused the declaration of the crash to become mandatory, and for Captain Hajizadeh and Lavestani to announce as well. But it was never mentioned that there were more than two missiles. B: Now, either the United States made this announcement intentionally or it really failed to intercept more than two missiles, which I think is a bit far from the logic and my surveillance experience. B: I believe that the data that we had, the data that we have, the information that is there, and the different sources that came in, was that three missiles were fired. B: And in fact this last missile was the deadly missile, the destroyer, the explosive, and the incendiary missile. B: And the first missile, either it did not work properly in terms of missile departure, or the missile operated at a point that did not cause any fatal damage to the aircraft. B: Because, as you are aware, this is an advanced passenger plane, and for such unfortunate conditions. B: It has been configured for if it is ever unintentionally placed in such conditions, it would have the maximum maneuverability necessary to save the lives of the passengers. B: The crash site, the pilot's behaviour, and the plane all indicated that the pilot did his best to minimize ground and field damage until the last minute. B: And that he has done his best so he may be able to put the newly refuelled plane full of super gasoline in such a way as to prevent explosions and fires. B: But unfortunately, the third deadly missile of this bad incidents, before the plane hits the ground and caused a terrible explosion. B: Destroyed the cockpit and there was no chance for the pilot and crew to take any further action. B: Regarding the fact that you say that there were three missiles, the data we had indicated that we launches three, but since the United States announced two missile launches, so they also stated that two missiles were fired. B: In the case of missile particles; A rocket engine was found at the scene, but only one engine was recorded. And I believe that it is still intentionally that only one engine was registered. B: Because the field space, and the space of the missile operation, is a characteristic and specific space. B: Both in terms of the distance to reach the target and in terms of the area of ​​the environment that occurred from the starting point to the end point of final, the explosion of the aircraft. B: And the Whole area was available, as well as fully researchable and traceable. And I do not believe that the other two rocket engines have not been seen or found. B: Rather, I believe that they deliberately recorded only one rocket engine and published its image in the media. A: Very well; Were these three missiles fired from one base or, for example, from two bases? B: Fired from one base. Yes, from one missile base. A: Very well. B: And the hypothesis of firing from several bases is completely rejected. A: But these videos that were published on the Internet, in most pictures of the videos, it were like as if only two rockets had been fired? A: Now I do not know, in fact everything is a little vague! B: You see; the videos that you're talking about, the behaviour of the missiles that you see is because the point where missiles one and two were actually fired is in the frame that the cameras took. B: I believe the first missile was fired much earlier than the second missile. That this first missile is not in the camera frame at all, and I consider this a defect of that missile itself. B: And it is possible! This means that these systems are very old and obsolete, and not modern and up-to-date. These are Russian depreciated systems. B: Which have been brought here, and in fact made number of changes and optimizations on the systems. In their own words; which this is the result. A: Of course, I had timed a series of videos myself and came to the conclusion that three rockets had been fired from the timings. A: But from the angles I saw, it seemed to me that one of the missile was fired from one base and two were fired from another. A: I mean, my perception was like this. Anyway; I was not at the scene, and my impressions was from the videos. B: Now let me tell you why the viewers makes this mistake. Because the behaviour of the missile is not what you think when you see a semi-heavy bullet firing. B: This proximity missile, when fired, can move horizontally and slowly or vertically or horizontally again, ie it does not move in a straight or arcuate line from point A to B. B: It plans itself in such a way, and moves in such a way that it explodes without hitting the target directly at the target point. A: Causing the highest point of damage. B: yes, absolutely. B: And because the plane was at the beginning of the takeoff, the missile may not have been able to operate properly at low altitudes. B: That is; the operating altitude must have been higher than the altitude of the aircraft at that moment. A: for this reason; they shot two more, after the altitude got higher. B: Yes, because the missile failed, they had to shoot down the plane with two more shots. B: You can see this behaviour of the missile on the internet. Check for yourself and analyze what the behaviour of the missile is like. I mean for this special case, of course. A: Excuse me for continuously cutting off your speech. The question arises and I ask in the moment. Now again any question arises I would’ve to interrupt you again, if it’s OK with you. B: Yes, sure. It would be my pleasure. A: Great, then please you continue. Now, let's see after Hajizadeh came and spoke; let's continue this report. B: Yes, after Mr. Hajizadeh came and spoke. Emphasis was placed on all of our calculations, forecasts, perceptions, and analyzes. B: A wave was created among these forces themselves as to why, with what motive and justification such an action was taken against our own compatriots. B: And the more this wave became. This behaviour got so unexpected that they were caught in. Because in fact those 48 hours were emotional and Painful. B: And most importantly, they recorded it falsely. That is, if they did not comment from the beginning, the result wouldn’t be so bad, after the truth was announced by themselves. B: But because at the beginning they were lying, and they were firmly saying a technical defect. B: When we learned that Mr. Sardar Hajizadeh had been aware of this from the very beginning, that is, from the very first hour of the plane crash. B: It made our pain worse. It made our pain a hundred times worse.
0
0
79
shahin moghaddam
Aug 16, 2021
In Topics and General Discussion
راه حل این بن بست چیست؟ راه حل خیلی ساده ست. عذرخواهی عمومی و بعد هم استعفای اعضای هیات فعلی. وقتی وزیر امورخارجه در چندین نامه رسمی مواضع کانادا رو مشخصا اعلام میکند.. و سپس تیم حقوقی دولت با وقاهت تمام اعلام میکنند که بهیچوجه کانادا هدف و امکان شکایت کیفری از ایران را ندارد. و رسما در جواب سوال پاسخ دادند که برای شکایت به اوکراین مراجعه کنید. وقتی رسما اعلام میکنند که فقط هدف پیگیری و مذاکرات بر سر غرامت است.. این افتضاح امروز نتیجه کوته بینی، خودخواهی بی تجربگی و خودرایی بودن این هیات و شخص حامد اسماعیلیون است. جایی که امروز که خروار ها آوار بر سر خانواده های پرواز فرو ریخته است. چرا ایشان همگی لام تا کام زبان به دندان گرفته اند و خاموش بدون حرف و سخنی برای ارایه راهکار علمی و عملی. تا به امروز همه تصمیمات در تاریکی و سکوت گرفته شده و اکنون نیز هم. این جماعت با همان مشاوران قبلیشان با همین فرمان بروند پاسخ خیلی ها را باید بدهند. این تذکرات و پیش بینی ها از روز اول گوشزد شد.. ولی متاسفانه تماما چه زود به حقیقت پیوست. وقتی جلوی فشار بر سپاه را میگیرید. وقتی جلوی شکایت علیه ایران را میگیرید. وقتی میگویید ما کار سیاسی نمیکنیم. وقتی تظاهرات سکوت برگزار میکنید. وقتی از جناحها و دادخواهان دیگر حمایت نمیکنند. وقتی مرتب به دست بوسی و تمجید از اقایان وکلاء و وزرا میروند...محکوم به شکستند.. حالا بیایند و پاسخگو باشند. پاسخ خانواده هایی که اکنون پس از 18 ماه حتی توانایی رویاروییشان را هم ندارند و پاسخ کسانی را که با خودخواهی راندند و نفی کردن نظرات و مشاوره های داده شده انهارا. پس کو آن وعده و وعید ها؟! این بود که میگفتید اعتراض نکنید دولت دارد کار درست را انجام میدهد! کو آن پروپاگاندای رسانه ای!؟ این بود جشن و پایکوبی برای پیام اخوان! یکبار صحبت خانم لیندا فروم را ببینید(در قسمت مدیا) و قضاوت کنید. این هیات هم همانند حکومت در جوامع سوم و چهارم است. حکومتی متشکل از گلچین افراد نالایق. و متاسفانه حکومت شوندگان هم بمثال بعد از 43 سال که همه چی نابود شد میفهمند که اشتباه کردند. و پشیمان از رای خود. گروهی هم که دانا بودند و از نظر تعداد، اندک، راه هجرت برگزیدند. ایا همچنان تصورمان اینست که ایراد از حکومت است؟ خیر ایراد از خود مردم و حکومت شوندگان است. که متاسفانه در این بازی چه بسیار زود دیر شد. چه خوش گفت سعدی. توانگری نه به مالست پیش اهل کمال که مال تا لب گورست و بعد از آن اعمال من آنچه شرط بلاغست با تو می‌گویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال محل قابل و آنگه نصیحت قائل چو گوش هوش نباشد چه سود حسن مقال به چشم و گوش و دهان آدمی نباشد شخص که هست صورت دیوار را همین تمثال نصیحت همه عالم چو باد در قفس است به گوش مردم نادان چو آب در غربال دل ای حکیم درین معبر هلاک مبند که اعتماد نکردند بر جهان عقال مکن به چشم ارادت نگاه در دنیا که پشت مار به نقش است و زهر او قتال نه آفتاب وجود ضعیف انسان را که آفتاب فلک را ضرورتست زوال چنان به لطف همی پرورد که مروارید دگر به قهر چنان خرد می‌کند که سفال برفت عمر و نرفتیم راه شرط و ادب به راستی که به بازی برفت چندین سال کنون که رغبت خیرست زور طاعت نیست دریغ زور جوانی که صرف شد به محال زمان توبه و عذرست و وقت بیداری که پنج روز دگر می‌رود به استعجال کنون هوای عمل می‌زند کبوتر نفس که دست جور زمانش نه پر گذاشت نه بال چنان شدم که به انگشت می‌نمایندم نماز شام که بر بام می‌روم چو هلال وصال حضرت جان‌آفرین مبارک باد که دیر و زود فراق اوفتد درین اوصال به زیر بار گنه گام برنمی‌گیرم که زیر بار به آهستگی رود حمال چنین گذشت که دیگر امید خیر نماند مگر به عفو خداوند منعم متعال بزرگوار خدایا به حق مردانی که عارفان جمیل‌اند و عاشقان جمال مبارزان طریقت که نفس بشکستند به زور بازوی تقوی و للحروب رجال یقدسون له بالخفی والاعلان یسبحون له بالغدو والاصال مراد نفس ندادند ازین سرای غرور که صبر پیش گرفتند تا به وقت مجال قفا خورند و ملامت برند و خوش باشند شب فراق به امید بامداد وصال به سر سینه این دوستان علی‌التفصیل که دست گیری و رحمت کنی علی‌الاجمال رهی نمی‌برم و چاره‌ای نمی‌دانم بجز محبت مردان مستقیم احوال مرا به صبحت نیکان امید بسیارست که مایه‌داران رحمت کنند بر بطال بود که صدرنشینان بارگاه قبول نظر کنند به بیچارگان صف نعال توقعست به انعام دائم‌المعروف ز بهر آنکه نه امروز می‌کند افضال همیشه در کرمش بوده‌ایم و در نعمش از آستان مربی کجا روند اطفال؟ سؤال نیست مگر بر خزائن کرمش سؤال نیز چه حاجت که عالمست به حال من آن ظلوم جهولم که اولم گفتی چه خواهی از ضعفا ای کریم و از جهال مرا تحمل باری چگونه دست دهد که آسمان و زمین برنتافتند و جبال ثنای عزت حضرت نمی‌توانم گفت که ره نمی‌برد آنجا قیاس و وهم و خیال ختام عمر خدایا به فضل و رحمت خویش به خیر کن که همینست غایةامال بر آستان عبادت وقوف کن سعدی که وهم منقطعست از سرادقات جلال شاهین مقدم
0
0
127
shahin moghaddam
Aug 12, 2021
In Topics and General Discussion
https://c-catcanada.org/resources/an-act-of-intentional-terrorism/ C-CAT’s JVTA legislation once again successfully targets Iran for terrorism in a Canadian Court YESTERDAY, AN ONTARIO COURT FOUND THAT IRAN COMMITTED AN ACT OF INTENTIONAL TERRORISM IN THE REGIME’S SHOOTDOWN OF PS752 May 21, 2021 The Canadian Coalition Against Terror (C-CAT) applauds yesterday’s decision by the Ontario courts, which found that Iran’s shootdown of PS752 was intentional and an act of terrorism. The court found Iran culpable for the shootdown under the Justice for Victims of Terrorism Act (JVTA). The JVTA was authored by C-CAT which led the 8-year campaign for its passage. Under the JVTA, terror victims can sue state and non-state sponsors of terrorism, in Canadian courts. Iran and Syria are currently designated as State Supporters of Terrorism under the JVTA. Danny Eisen and Maureen Basnicki (C-CAT Cofounders): “We created the JVTA for precisely this purpose – to enable victims to hold terror sponsors like Iran accountable for their terrorist actions. We are pleased that the legislation has once again achieved its objectives. The shootdown of PS752 is only the latest terror atrocity committed by this regime against Canadians over the last 40 years. The court’s decision is an important step in holding this regime accountable for the deaths of those who perished on 752.” Shahin Mogadam PS752 family member: In a press conference today, Mark Arnold, council for the plaintiffs said that one of his clients, Shahin Mogadam, told him that after this judgement “for the first time he was able to have a good nights sleep since this tragedy. CONTENTS: More on the Court’s Decision Under the JVTA Additional Sources Speak to Iran’s Intentional Targeting of PS752 Press Coverage MORE ON THE COURT’S DECISION UNDER THE JVTA Justice Edward P. Belobaba – Conclusion, excerpts: “The missile attacks on 752 were intentional” and an “act of terrorism” [52] I find on a balance of probabilities that the missile attacks on Flight 752 were intentional and directly caused the deaths of all onboard. I further find on a balance of probabilities that, at the time in question, there was no armed conflict in the region. [53] The plaintiffs have established that the shooting down of Flight 752 by the defendants was an act of terrorism and constitutes “terrorist activity” under the SIA, the JVTA and the provisions of the Criminal Code, as discussed above. [54] The plaintiffs are entitled to default judgment on liability. As explained in The National Post: “Belobaba cited in part a report by Ralph Goodale, appointed by Ottawa to investigate the incident, and another by a UN human rights council investigator that questioned Iran’s claim the shoot-down happened by human error. He also quoted submissions provided by two experts retained by the plaintiffs — Alireza Nader of the Washington, D.C.-based Foundation for the Defense of Democracies and Bahman Jeldi of the Canadian Society for Persian Studies — who concluded that the missile strike must have been intentional. “A jury will now decide how much Iran should pay the victims. ‘We will seize and sell any Iranian assets worldwide that we can get our hands on,’ their lawyer said”. ADDITIONAL SOURCES SPEAK TO IRAN’S INTENTIONAL TARGETING OF PS752 PS752 family members protest in Toronto – Oct. 5, 2020 (Getty Images) Justice Belobaba “Dr. Jeldi, an Iranian analyst with the Canadian Society for Persian Studies, “the IRGC knew Flight PS 752 was a civilian airplane and purposefully shot it down with the intent to destroy it.” Dr. Jeldi explains: Considering the TOR-M1 advanced military capabilities, two radars and control system, pre-approved flight plans and control of the airspace resting with the IRGC, and the firing of not one, but two missiles, it is not possible for two missiles to be fired by mistake as IRGC claims. There are multiple redundant systems and procedures to prevent accidental shooting of civilian aircraft. Also, the IRCG did not target the other aircraft in flight at the same time. The military in Iran controlled the airspace and aircraft within that space and knew that Ukraine International Airways PS 752 was a civil aircraft and was not hostile. In my opinion, based upon the research I have conducted, the documents reviewed and listed and my experience, the Islamic Republic of Iran, IGRC and other parties listed as defendants in this claim planned and deliberately committed the intentional act of shooting down Ukrainian International Airlines PS 752 on January 8, 2020.” (as quoted in Justice Belobaba’s decision, Zarei v Iran, 2021 ONSC 3377) Alireza Nader, Senior Fellow at the Foundation for the Defense of Democracies (FDD) “It is my opinion that the IRGC’s shoot down of PS752 was intentional. It is highly unlikely that the IRGC operators mistook PS752 for a U.S. missile as the Iranian government claims. It is highly unlikely that a technical “misalignment” or “human error” caused the IRGC operators to shoot down PS752. The firing of not one but two surface-to-air missiles at PS752 also reinforces the intentional nature of the IRGC’s actions.” (as quoted in Justice Belobaba’s decision, Zarei v Iran, 2021 ONSC 3377) Ralph Goodale, Special Advisor to Canadian Prime Minister “The Goodale Report rejects Iran’s claims of human and technical error and concludes that the Iranian claims are unsubstantiated. Those claims allege that the missile defense battery made a 107-degree directional error, that IRGC personnel lost all contact with the command center for several crucial seconds and the operators, “mistook a [130-foot] long commercial passenger jet taking off and ascending from east to west for some sort of threatening aircraft or missile coming in from west to east.” (as quoted in Justice Belobaba’s decision, Zarei v Iran, 2021 ONSC 3377) The UN Special Rapporteur and Canadian Foreign Minister Francois-Philippe Champagne Champagne stated he does not believe Iran’s destruction of PS52 can be blamed on human error and with UN special rapporteur Agnès Callamard who concluded that “inconsistencies in Iran’s official explanation and the reckless nature of the mistakes have led many, including myself, to question whether the downing of Flight PS752 was intentional”. Iran’s Foreign Minister: Intentionality in the downing of 752 “not at all unlikely” In a widely reported audio recording attributed to Iran’s Foreign Minister Mohammad Zarif, Zarif stated that a “deliberate attack” by “infiltrators” was “not at all unlikely”. Oleksiy Danilov, Ukraine’s Secretary of the National Defence and Security Danilov also concluded that “Iran’s refusal to allow international investigators unfettered access to the evidence has convinced him that Iran shot the plane down on purpose”. As reported recently in the Globe and Mail: “Ukraine now says it believes Iran intentionally shot down Flight 752”. Iran’s lead investigator: Iran’s use of commercial air traffic part of a “Human Shield” strategy In July 2020, Canadian press reported a recording from Iran’s then-lead investigator, Hassan Rezaeifer who stated that Iran’s attempt to conceal its ballistic missile strikes against U.S. military forces in Iraq factored into the decision to keep the airspace over Tehran open. Rezaeifer also said that Gen. Amir-Ali Hajizadeh, commander of the IRGC aerospace forces, had orders to fire missiles for “national security considerations.” This admission, that Tehran was using commercial air traffic out of Tehran’s airport as a form of Human Shields, further strengthens similar allegations reported months earlier in a New York Times exposé.
0
0
7
shahin moghaddam
Aug 10, 2021
In Topics and General Discussion
Is a march to sue for shooting down a Ukrainian plane necessary and expedient? Critique of the objections and problems of the association board and solutions Shahin Moghaddam - Explicitly, no. The purpose of the march is to influence the government's decision. The marches and street protests were before the official announcement of the position by the government, not after it. Inviting politicians, except for their colorful and rigid display of responsibility and media propaganda for them, has no positive benefit for the family, which puts the government in a superior position without being accountable and accepting responsibility. - A lawsuit is not possible without the overthrow of this criminal regime, and this slogan of the association itself is an example of negotiation !! At a glance, the advocacy campaign has had many weaknesses in gaining Canadian public opinion. Its main weakness was that it failed to show what the Canadian government should have done and what it had failed to do. Much work has been done in this area. It is quite right to argue with the representatives of the opposition parties. But this lack of work should be noted by organizing protests in front of the offices of the Prime Minister and the Ministry of Foreign Affairs and Roads and Transportation of Canada. People in Canada need to be aware of the government's inaction, and the staff has done little in this regard. Know that Canadians do not need to know about our problems with Iran in their programs and marches. - Of course, I agree with the march to get the support of Canadians. In my opinion, the families did the right thing by showing their power in front of the government and by showing that they can at least attract the Iranian public opinion and then the Canadian public opinion. If this was the case, why are the statements and speeches in Persian ?! Is the target community Iran or the people of Canada? But in general, where and how to use this privilege is a key point. Unfortunately, to date, the staff has burned all its leaves! - I see the problem in the fact that they push from below with conservative demands. The pressure from below should be with maximum demands. In negotiation, demands can be raised and low, but when we put pressure on the bottom, we have to bring maximum pressure through maximum demand. For example, when we want to overthrow the regime, we may be satisfied with the dissolution of the Revolutionary Guards. But if we only discuss the reform in the IRGC from the beginning, we will not get the same reform. - Government officials should be face to face with the family and in a position of accountability. Not a companion and talker. And having a tribune. The delegation has practically deprived them of responsibility and accountability by creating associations with government officials. Know that the Government of Canada has specific legal obligations to its citizens that we do not need to thank. - These street protests should have taken place during the negotiations, that is, a year ago, when the esteemed delegation and Mr. Ismailiun himself always opposed. Either they deemed the time inappropriate or they announced that this government is doing the right thing and it is not permissible to protest. - Certainly, in this impasse created due to the wrong and scandalous policies of the association, the best way to cover up these demonstrations and shows is to cover them. And also refrain from correct scientific and practical solutions and policies. - Now families need experienced counselors to get ready to get out of this rubble on the landing. Legal solutions to pressure and confront this hypocritical and deceitful government. Not by marching and giving more concessions to the government and by inviting government officials. - The march should now be done with the Kurdish back to the politicians and right in front of the Prime Minister's Office. So that he will have to answer directly and explicitly in this election situation. - How long does this board insist on wrong decisions? Weakness and lack of political experience and self-determination continue to linger. - This march is not done at the right place and time. And it will not benefit the families except burning a nut? What was the achievement of the Montreal March? Except filling TV network programs! - The association should announce its position in this demonstration as well as in the subsequent marches, the same position of the Ontario court. Read unintentionally. But in order to unite the maximum force, it is possible to move forward with the above proposal that the association issue a statement stating the position of the Ontario court and asking the government and representatives to approve the position of the Ontario court. - If the Association does not want to make a statement denying the Canadian government, which I think is very wrong because Canadian society will not notice the government's shortcomings, at least in a statement relying on the Ontario court ruling and Ms. Agnes Clamard's report calling for the Ontario court ruling The intentional shooting of the plane should be done unless the Iranian government proves otherwise by providing evidence. - Mr. Ismailion's staff and person did not support the complaint of Me and Mehrzad Zarei from the beginning and even resorted to negative propaganda by giving the wrong address to the families. That this complaint only ends in compensation. If this was not the case, and as it turned out, we first condemned the killers and the perpetrators and confirmed that the shooting of the Ukrainian plane was intentional and terrorist. - The association made a big mistake that did not come behind the Ontario court. I talked to families several times about healing. Unfortunately, due to misinformation from the board, the families thought that the Ontario court was only concerned with compensation. While I explained that the first stage of this trial is about being intentional or unintentional, and if it rules in favor of the families, it is a great and historic victory. The Ontario tribunal has been a huge achievement, not just for families but for all plaintiffs, and it should now be cited more and questioned by the Canadian government, which does not even care about Ontario court rulings. I am fully aware that the Ontario court's ruling was not based on "no doubt" but on a "balance of probability" and therefore cannot be relied on in criminal courts. But instead of "wrongly" in Iran's aviation estimates, it has rightly pointed to the deliberate and terrorist nature of the crime. This is a point that is missing from the forensic report and has been denied for virtually no reason. - The next case is about the contract of the board with the lobbying company Sussex. Wouldn't it be better to use more powerful and free companies and associations for consulting, such as the C-CAT group, which even has an official representative in the government, instead of a costly contract with Sussex for lobbying and consulting? - These are nothing but tolerance, rudeness and giving the wrong address by the staff to the families. - This delegation was even opposed to taking sides against the IRGC and the Magnetsky list from the beginning and calls it a political orientation. It even refuses to name names like Ali Khamenei and condemn them. - The lack of an official lawyer and a well-known political advisor has prevented the delegation from reaching the slightest result in any of its meetings with the government, without exception. These things do not and will not go on with mourning and declaration of misery. For example, in a question-and-answer session with the Chairman of the Canadian Transportation Security Agency (Katie Fox) in Parliament in the presence of members of Parliament and the President and Representative of the Prime Minister and Representative of the Canadian Counter-Terrorism Organization, all well-known politicians Are the families involved? Let's take a closer look at the list of people who participate in meetings and negotiations with the government on behalf of their families. Are these all our capabilities? If this is the end of the road is clear from the beginning. Wasn't the presence of an experienced official lawyer necessary and not ?! Isn't it better to use people outside the families as agents and even involved in affairs? Where does it come from that the decision maker is one with the executor and the employee ?! But, wouldn't it be better to use different committees using volunteers to advance the work, instead of the name of the board of directors and the chairman and subordinate? As my experience shows. - The use of inexperienced consultants and factional action has caused the association to date to not have the slightest achievement in shooting down a Ukrainian plane. - The lack of a formal lawyer has caused great confusion for families. There are still many who are even unaware of their legal rights. And they are not aware of the legal issues of the case at all. They do not know at all the difference between the Hague Tribunal and the Criminal Court! - After a year and a half, the board has not even been able to provide assistance to the financial needs of the survivors from the government. - Instead of holding a march long ago, it was necessary for this delegation to prepare a detailed and comprehensive report on the shooting down of a Ukrainian plane and publish it internationally. Which is still not realized !! - The lack of a proper and decisive reaction by the Board against the decisions of the government, has imposed the views of the Government of Canada on the Association and has been, and from the beginning has put the Association in a position of weakness. For example, why is the final report of the Forensic team used as a document on the official website of the government? If it is stated in the text of this report that it has no legal value and can not even be presented to legal authorities. Mr. Ismailiun, is the case going to the International Court of Justice other than just to resolve financial disputes? Is the presence of the Brotherhood message other than resolving the issue financially? Why do you raise the issue of the Hague tribunal in the public mind as if it were a criminal or criminal tribunal? No, this court is only for resolving financial disputes. - I found it necessary to give a brief explanation about the message of the Brotherhood, which is the happiness of the board of the association. At first, his position was that the shooting was unintentional. And he said in a meeting with Mark Arnold that do not complain, you will not succeed and you will break all the families. Ukraine even rejected his request for assistance and participation in the case. What is the position of the association and the legal solution of the board against the official announcement of Ms. Loki and government ministers not to start a criminal investigation in Canada? - The Government of Canada announced on June 11 that it has refused to cooperate with the Government of Ukraine in the criminal investigation. It turns out that Canada has since decided not to conduct a criminal investigation into this crime, because it wanted to declare it unintentional and without prior plan. - The Canadian public should be aware that the Canadian report and its conduct have posed a threat to families, and we hold the Government of Canada accountable for any risk that threatens the lives of families. The message must be spread everywhere that the Government of Canada, by publishing its report, has indirectly called on the Government of the Islamic Republic to assassinate and threaten families, as the sole plaintiff in this case, because in practice by unintentionally declaring this crime, its own hand Has washed away the litigation and clarification of the facts and has left the families as the only plaintiffs against the Islamic Republic. - Now that the government and the Minister of Canada have officially announced their demands in this way, what is the legal reaction of the esteemed delegation? The realization of Iran's right is required to implement all of the following: • Public apology • Provide a full report of the causes and factors that led to the crash. • Returning victims' belongings • Ensure that measures are taken to prevent future falls • Ensure the completion of a comprehensive review of Iran's air defense system and safeguards to prevent attacks on civilian aircraft • Ensuring transparent criminal prosecution of perpetrators • Compensation to compensate for the damage caused by the fall. The Canadian Ministry of Foreign Affairs, along with other countries that are members of the International Coordinated Response Team, are also seeking compensation from the Islamic Republic of Iran for the downing of Ukraine's PS752 international flight. ) from the original text of the Minister's letter( - What is the legal solution of the delegation for the intervention of the UN Security Council? As my servant, with the help of my friends, by registering the official petition No. 3083 to the parliament, we asked to refer the investigation to the Security Council. Of course, here too the board tried to mislead the public by giving the wrong address. That Russia and China will "veto" this. If this is a request only for investigations and not decisions by the Security Council, the veto will not be discussed at all! - Of course, in principle, the board first struggled and opposed any activity by others and showed it weakly. Shouldn't the Board pay and use the Ontario court ruling as the greatest achievement to date? And of course, the important question remains why only 4 people participated in this very important complaint !? Ontario court ruling was not just for compensation. But the Canadian government has not said that it is negotiating on this issue. So he can also invoke this sentence. Why didn't he ?! But Canada's forensics report is higher than the Ontario court's ruling, citing evidence, and why a forensic team, not even as credible as a judge, could be cited by Canada for its negotiations. It should be noted that the report of the Canadian forensic team wrote that it has no validity in the opinion of the court and should not be used. That is, the report itself has declared less credibility than the Ontario court. Shouldn't the delegation, citing a court ruling, ask the government to declare the survivors veterans and victims of terrorist attacks and martyrs? Does the delegation have a plan to pressure the government to cede land and build a memorial to the massacre? - Does anyone even know about the programs of this group ?! Where is that strategic plan and its specific mechanism? Can all these issues be resolved through marches and demonstrations? What is the reason for inviting people and this theater other than the play ?! - Although the biggest and only achievement of this group is the ruling of the Ontario court, but until today, the loved ones did not give a tribune to the servant and the relevant lawyer to speak at all, but the clashes were completely directional and violent. So much so that in the same march in question on August 5, my request for a 3-minute speech was rejected by Mr. Ismailion !! Families should know that just as indigenous people, without changing the government, forcing them to apologize, this shows how to act. The Canadian government invaded Oka 30 years ago and sent troops to suppress them. But the natives were able to make Canadian society their own by showing the calamities that befell them. It has always been our habit as Iranians, instead of relying and organizing pressure from below, to hold a box of sweets and go and see the authorities instead of forming an organization and fighting. Friends, some people in Iran have come like this. Kissing at the top, negotiating at the top, instead of fighting at the bottom, negotiating at the top. It is a reflection of the culture that the association thinks it can change in its favor by kissing the government. If the same experiences so far have shown that this kiss above, the negotiation above will not work. Criticism of this policy should encourage the policy of struggle at the bottom to replace the negotiation at the top with their own method. - I think the Association should learn from the Native Canadians and replace the "praise at the top, negotiation at the top" policy with the "pressure from the bottom, negotiation at the top" policy. In this policy, we must show the Canadian public that we have been wronged by openly opposing the government's policies in this case. We need to learn from the Indigenous people, that the pressure is from below by showing how the Canadian government has failed, and by showing this failure, to gain their support. Does anyone in Canada know how the Canadian government has done injustice to families by endorsing the Islamic Republic's report and acknowledging that it was not a deliberate crime? Why didn't we hold a demonstration in front of the State Department that published this report to show what the Canadian government was doing wrong? Why do we listen to consultants whose job is to lobby above. Why not learn from Native Canadians and their victories? Or why did we not march in front of the Prime Minister's Office? - The association has so far used the "praise at the top, negotiate at the top" policy against the Canadian government, which should be turned into the "pressure from the bottom, negotiation from the top" policy. I did not even accept the demonstration in front of ICAO. Because the protests should be against the Canadian government and to enlighten the Canadian people, who have not even filed a formal complaint with ICAO. Unfortunately, the Association of Families has accepted advice on the same culture common among Iranians, who instead of fighting at the bottom and organizing the people, always try to praise the upper class and do not believe in pressure from below. Above, he thinks the Liberal government takes pity on him and abandons its grand policies, which are always in line with those of the Democrats in America, and obeys their wishes. In order to change the policies of the liberal government, they must rely on informing the public about its shortcomings and its policy of appeasement with the Islamic Republic, and through the levers of this pressure, negotiate above to advance the demand. That's why I think families should first learn during this process that they need to change their policies. - Now no one in Canadian society knows that the Canadian government's forensic report was nothing more than an Iranian report and even rejected the UN report, which was written in opposition to the Ontario court ruling, which is completely unprofessional and political. This report was written only in the continuation of the Vienna Conference as a carrot to tame the Islamic Republic, which resulted in the sale of the lawsuit and the blood of Canadians for the political purposes of the government. This was also the case during the murder of Zahra Kazemi. For this reason, my clear suggestion again is that the families should demand basic demands from them by announcing a demonstration in front of the Prime Minister's Office. - It is only in the shadow of these changes that the association can gain the trust of families and show that it can and is able to organize a comprehensive struggle to achieve their desires. Of course, this is a process during which the current policies of the association will be identified. If these moves can show their effects, the association will practically realize its policy mistakes and even reconsider its advisors. - Even in yesterday, August 5, the Association's stance was in stupid endorsement of the Canadian government to date! Everywhere the association says that its priority is to clarify this crime. The association believes that this was a deliberate crime and has stated it explicitly in its positions. This association's compromise with the Government of Canada should be strongly opposed. - It should be noted. Most families were not politically active. They do not know the mechanism of socio-political activity. They still do not know that we have to fight at the bottom and negotiate at the top based on low mobilization. I am sure that due to the radicalism that exists among the families, these wrong consultations will be isolated and the families will find in the experience the correctness of the right consultations. Families still have a long way to go ... - Unfortunately, they give wrong advice, which is not right. These advisers have popularized the idea that if the Canadian government is criticized, it will go against the families. This is very wrong advice. Take another look at the struggles of Indigenous Canadians against the Government of Canada. They have never been willing to give thanks, they have always been rightly criticized, and the Canadian government has to back down every day. It must be countered that the Canadian government can be forced to do something without pressure and only with praise. They have to take public opinion by exposing its inefficiency, by exposing its compromises, by exposing that it wants to compromise with Islamic criminals and auction off the blood of Canadians, then the Canadian government will have to do something under this pressure. Another misconception of the association has been that the Canadian government should not be criticized, because we need the help of the Canadian government to bring this complaint to The Hague. This is completely wrong. No political party is willing to submit to the will of some without pressure from below. This approach should be criticized. - In the end, I would like to say that I have been repeatedly condemned for insulting and confronting an association that has not achieved the slightest achievement to date. And many politicians believe that he just walks with his ears and eyes closed. But where? I hope this community will end well. I do not need this congregation to be accused of cases for position, position and property. I have a sentence for criminals. And I recorded the results next to this sentence, unique and inaccessible to the staff. - Finally, I have a complaint and that is that I asked the delegation not to use the image and the patient and true credit for their own purposes, like the Montreal ceremony. There are 174 other loved ones in flight who can carry the image of one of them on their shoulders! And keep the patience of the patient and the true and do not enter their games.
0
0
44
shahin moghaddam
Aug 10, 2021
In Topics and General Discussion
تاريخ شکست نخوردگان چند کلمه به ياد انقلاب ٥٧ ميگويند در سالهاى اخير يک روند "بازبينى" و "بازنگرى" در بين انقلابيون و چپگرايان اپوزيسيون ايران در جريان بوده است. نگاهى به نشريات متعددى که اين طيف بويژه در خارج کشور منتشر ميکند به وجود چيزى از اين دست صحه ميگذارد، هرچند در اينکه "بازبينى" کلمه مناسبى براى توصيف اين روند باشد جاى ترديد جدى هست. در خلوت، وقتى بيان حقيقت کسى را نميرنجاند، ميتوان اين روند را يک روند ندامت توصيف کرد. اما در انظار عموم، جايى که، بويژه اين روزها، نزاکت سياسى (Political Correctness) حکم ميراند، شايد کلمه "نو انديشى" معادل بهترى باشد. يکى از اولين قربانيان اين روند نو انديشى مقوله انقلاب و انقلابيگرى بطور کلى و انقلاب ٥٧ بطور اخص بوده است. هر ماه کوهى مطلب توسط افراد و محافل و جريانات متشکل از بازماندگان و انقلابيون پا به سن گذاشته انقلاب ٥٧ منتشر ميشود. خواندن و تعقيب کردن همه اينها و شريک شدن در مشغله ها و دنياهاى ذهنى نويسندگان آنها هم عبث و هم بسيار دشوار است. اما ديدن روند "نو انديشى" که ذکرش رفت سخت نيست. ميتوان از شيوه "تداعى معانى" که يک ابزار روانشناسهاست سود جست و عکس العمل اين ادبيات را به کلمات کليدى اى، مثلا خود مقوله انقلاب، چک کرد. تصويرى که بدست مى آيد جاى ابهام باقى نميگذارد. انقلاب: افراط، انقلاب: خشونت، انقلاب: استبداد، انقلاب: انهدام. و چرا که نه؟ آخر چه کسى از اين بازماندگان انقلاب ٥٧ هست که بتواند يک لحظه چشمانش را ببندد و به ١٧ سال گذشته فکر کند و خاطرات شيرينى به يادش بيايد؟ ميليونها مردم به زندگى در ارتجاعى ترين و وحشيانه ترين نظام اجتماعى محکوم شدند، جامعه اى مبتنى بر ترس، فقر و دروغ بنا شد که در آن خوشى ممنوع است، زن بودن جرم است، زندگى کردن جزا است و فرار غير ممکن است. يک نسل کامل، شايد نيم بيشتر مردم، اصلا به اين جهنم چشم گشوده اند و جز اين خاطره اى ندارند. و براى بسيارى ديگر، زنده ترين خاطره، ياد چهره هاى فراموش نشدنى انسانهاى پاکى است که بخون کشيده شدند. مگر نه اينست که نقطه آغاز اين کابوس سال ٥٧ بود، سال انقلاب؟ شايد براى بعضى عاقبت نافرجام انقلاب ٥٧ در اين روند "نو انديشى" نقش داشته است. اما نه وسعت اين ندامت و نه تلخى لحن و هيسترى نوانديشان امروز، هيچيک را نميتوان با ناکامى انقلاب ٥٧ توضيح داد. انگار کنار پلى نشسته ايد و بازگشت لشگر شکست خورده اى را ميبينيد. غير قابل انتظار نيست که اين شکست خوردگان را محزون، مبهوت، ساکت و افسرده بيابيد. اما اين جماعت مشت گره کرده اند. وقتى دقيق تر گوش ميکنيد، ميبينيد انگار دارند سرودى را زمزمه ميکنند، آرى، اشتباه نميکنيد، اينها دارند به جنگ ميآيند، به جنگ "سرزمين" و "اردوگاه" و "قلعه" خود، يا بهرحال آنچه خود روزگارى چنين پنداشته و ناميده بودند. اينها دارند براى انتقام از "خود" و "خودى" هاى ديروز برميگردند. براى کسى که از داخل قلعه به بيرون نگاه ميکند، اين حتما منظره هولناکى است. کمتر انقلاب ناکام و جنبش شکست خورده اى چنين تلخ توسط مشتاقان ديروزش بدرقه شده است. انقلاب مشروطيت، جنبش ملى شدن صنعت نفت، دوران حکومت آلنده، انقلاب پرتقال، اعتصاب معدنچيان انگلستان، براى مثال، همواره احترام زيادى نزد پيش کسوتان و شرکت کنندگان خود داشته اند. علت نو انديشى امروز انقلابيون ديروز ايران را بايد جاى ديگرى جستجو کرد. واقعيت اينست که همين سالها، سالهاى پس از انقلاب ٥٧، در سطح جهانى مصادف با رويداد به مراتب مهمترى بود. سقوط بلوک شرق، که اين اواخر ديگر فقط در تبليغات عوام فريب ترين سخنگويان پيمانهاى ورشو و ناتو و هالوترين طرفدارانشان به آن "اردوگاه سوسياليسم" اطلاق ميشد، يک زلزله سياسى و اجتماعى بود که کل دنيا را تکان داد. نفس حذف يک قطب از جهانى دو قطبى، جهانى که همه چيزش، از اقتصاد و توليد تا علم و هنر، براى دهها سال بر محور تقابل اين دو قطب شکل گرفته بود، به اندازه کافى زير و رو کننده بود. اما آنچه در قلمرو افکار و انديشه تعيين کننده بود، اين واقعيت بود که حاکمان جهان و گله وسيع سخنگويان و مبلغين جيره خوارشان در دانشگاه ها و رسانه ها، توانستند سقوط شرق را سقوط کمونيسم و پايان سوسياليسم و مارکسيسم تصوير کنند. کل اين شعبده بازى البته بيش از شش سال بطول نيانجاميد و تمام شواهد امروز حاکى از اينست که اين دوران فريب ديگر به سر رسيده است. اما اين شش سال دنيا را تکان داد. اين پايان سوسياليسم نبود، اما سرنخى بود به اينکه پايان سوسياليسم واقعا چه کابوسى ميتواند باشد و دنيا بدون فراخوان سوسياليسم، بدون اميد سوسياليسم و بدون "خطر" سوسياليسم، به چه منجلابى بدل ميشود. معلوم شد جهان، از حاکم و محکوم، سوسياليسم را با تغيير تداعى ميکند. پايان سوسياليسم را پايان تاريخ خواندند. معلوم شد پايان سوسياليسم پايان توقع برابرى است، پايان آزاد انديشى و ترقى خواهى است، پايان توقع رفاه است، پايان اميد به زندگى بهتر براى بشريت است. پايان سوسياليسم را حاکميت بلامنازع قانون جنگل و اصالت زور در اقتصاد و سياست و فرهنگ معنى کردند. و بلافاصله فاشيسم، راسيسم، مرد سالارى، قوم پرستى، مذهب، جامعه ستيزى و زورگويى از هر منفذ جامعه بيرون زد. موج "نو انديشى" اى که بدنبال اين ماجرا در سطح کل جهان براه افتاد ديدنى بود. در يک مسابقه بين المللى ندامت و خودشيرينى، فضايل ديروز عار شمرده شدند، اصول ديروز نفرين شدند و آرمانهاى ديروز به ريشخند گرفته شدند. حقارت و تسليم بعنوان معنى زندگى به کرسى نشست. در فرهنگ توابيت روشنفکران نظم نوين، هرکس که زندگى بهترى براى همنوعانش ميخواست و معتقد بود که وضع موجود ميتواند و بايد تغيير کند، هرکس که به برابرى انسانها قائل بود و به يک آينده بهتر دعوتشان ميکرد، هرکس که از لزوم تلاش جمعى آدمها براى تاثيرگذارى بر سرنوشت و سهمشان در جهان سخن ميگفت، هرکس که دولت و جامعه را در قبال فرد و آسايش و آزادى او مسئول ميدانست، از هزار و يک تريبون، خوشخيال، قديمى، کم عقل و پا در هوا لقب گرفت. ياس نشان خرد شد، رها کردن آرمان هاى والاى بشرى واقع بينى و درايت خوانده شد. ناگهان معلوم شد که هر ژورناليست تازه استخدام و هر استاديار تازه به کرسى رسيده و هر سرهنگ بازنشسته پاسخ غولهاى فکرى جهان مدرن، از ولتر و روسو تا مارکس و لنين، را دارد و کل معضل آزاديخواهى و برابرى طلبى و تلاشهاى صدها ميليون انسان در چند قرن اخير، جز اتلاف وقت بيحاصلى در مسير رسيدن به عمارت با شکوه "پايان تاريخ" نبوده است و بايد هرچه زودتر به فراموشى سپرده شود. در متن اين فضاى بين المللى است که انقلابيون ديروز به "باز انديشى" پيرامون انقلاب ٥٧ و انقلابيگرى بطور کلى نشسته اند؛ و نتايجى که گرفته اند بيش از آنکه از ناکامى انقلاب ٥٧ ناشى بشود، مديون روند تمسخر ايده آلها و اصول در مقياس بين المللى است که چند سالى به مد روز بدل شد. گفته اند که تاريخ را همواره فاتحين مى نويسند. اما بايد افزود که تاريخى که شکست خوردگان مى نويسند به مراتب دروغين تر و مسموم تر است. چرا که اين دومى جز همان اولى در لباس تعزيه و نوحه و تسليم و خودفريبى نيست. اگر تاريخ داستان تغيير است، آنگاه تاريخ واقعى تاريخ شکست نخوردگان است. تاريخ جنبش و مردمى است که همچنان تغيير ميخواهند و براى تغيير تلاش ميکنند. تاريخ کسانى است که حاضر نيستند ايده آلها و اميدهاى خود براى جامعه بشرى را دفن کنند. تاريخ مردم و جنبشهايى است که در انتخاب اصول و اهداف خويش مخير نيستند و ناگزيرند براى بهبود آنچه هست تلاش کنند. انقلاب ٥٧ در تاريخ فاتحين و شکست خوردگان هر دو، پله اى در عروج اسلام و اسلاميت و مسبب شرايطى است که امروز در ايران حاکم است. در تاريخ واقعى، اما، انقلاب ٥٧ جنبشى براى آزادى و رفاه بود که در هم کوبيده شد. مصائب دوران پس از انقلاب در ايران را بايد بپاى مسببين آن نوشت. مردم حق داشتند رژيم سلطنت و تبعيض و نابرابرى و سرکوب و تحقيرى را که شالوده آن را تشکيل ميداد نخواهند و به اعتراض برخيزند. مردم حق داشتند که آخر قرن بيستم شاه نخواهند، ساواک نخواهند، شکنجه گر و شکنجه گاه نخواهند. مردم حق داشتند در برابر ارتشى که با اولين جلوه هاى اعتراض کشتارشان کرد دست به اسلحه ببرند. انقلاب ٥٧ حرکتى براى آزادى و عدالت و حرمت انسانى بود. جنبش اسلامى و دولت اسلامى نه فقط محصول اين انقلاب نبود، بلکه سلاحى بود که آگاهانه براى سرکوب اين انقلاب، هنگامى که ناتوانى و زوال رژيم شاه ديگر مسجل شده بود، به ميدان آورده شد. برخلاف نظرات رايج، جمهورى اسلامى وجود خود را در درجه اول مديون شبکه مساجد و خيل آخوندهاى جزء نبود. منشاء اين رژيم قدرت مذهب در ميان مردم نبود، قدرت تشيع، بيعلاقگى مردم به مدرنيسم و انزجارشان از فرهنگ غربى، سرعت بيش از حد شهرنشينى و کمبود "تمرين دموکراسى"، و غيره نبود. اين خزعبلات ممکن است بدرد کارير شغلى "شرق شناسان" نيم بند و مفسرين رسانه ها بخورد، اما سرسوزنى به حقيقت ربط ندارد. جريان اسلامى را همان نيروهايى به جلوى صحنه انقلاب ٥٧ کشيدند که تا ديروز زير بغل رژيم شاه را گرفته بودند و ساواکش را تعليم ميدادند. آنها که پتانسيل راديکاليزاسيون و دست چپى از آب در آمدن انقلاب ايران را ميشناختند و از اعتصاب کارگران صنعت نفت درس خود را گرفته بودند. آنها که به يک کمربند سبز در کش و قوسهاى جنگ سرد نياز داشتند. براى "اسلامى" شدن انقلاب ايران پول خرج شد، طرح ريخته شد، جلسه گرفته شد. هزاران نفر، از ديپلوماتها و مستشاران نظامى غربى تا ژورناليستهاى هميشه باشرف دنياى دموکراسى ماهها عرق ريختند تا از يک سنت عقب مانده، حاشيه اى، کپک زده و به انزوا کشيده شده در تاريخ سياسى ايران، يک "رهبرى انقلاب" و يک آلترناتيو حکومتى براى جامعه شهرى و تازه - صنعتى ايران سال ٥٧ بسازند. آقاى خمينى نه از نجف و قم و در راس خيل ملاهاى خر سوار دهات سر راه، بلکه از پاريس آمد و با پرواز انقلاب. انقلاب ٥٧ تجسم اعتراض اصيل مردم محروم ايران بود، اما "انقلاب اسلامى" و رژيم اسلامى محصول جنگ سرد بود، محصول مدرن ترين معادله سياسى جهان آن روز. معماران اين رژيم، استراتژيستها و سياست گذاران قدرتهاى غربى بودند. همانها که امروز از درون لجنزار نسبى گرايى فرهنگى، هيولاى مخلوق خودشان را به عنوان محصول طبيعى "جامعه شرقى و اسلامى" و درخور مردم "جهان اسلام" يکبار ديگر مشروعيت ميبخشند. کل امکانات اقتصادى و سياسى و تبليغاتى غرب براى ماهها قبل و بعد از بهمن ٥٧ براى به کرسى نشاندن اين رژيم و سر پا نگاهداشتن آن بسيج شد. اما اينکه نفس اجراى اين مهندسى اجتماعى در ايران مقدور شد، مديون اوضاع و احوال و نيروهاى سياسى و اجتماعى داخل ايران بود. ماتريال کافى براى اين کار فراهم بود. حرکت اسلامى در همه کشورهاى منطقه وجود داشته است. اما تا رويدادهاى ايران در هيچ مقطعى اين جنبش به يک جريان سياسى قابل اعتنا و يک بازيگر اصلى در صحنه سياسى اين کشورها بدل نشده بود. (ضد) انقلاب اسلامى را نه به نيروى ناچيز حرکت اسلامى، بلکه روى دوش سنتهاى سياسى اصلى اپوزيسيون ايران ساختند. ضد انقلاب اسلامى را روى دوش سنت ملى و باصطلاح ليبرالى جبهه ملى ساختند که از کارگر و کمونيست بيش از هر چيز هراس داشت و تمام عمرش را زير شنل سلطنت و عباى مذهب به جويدن ناخنهايش گذرانده بود. سنتى که در تمام طول تاريخش قادر نشد حتى يک تعرض نيم بند سکولار به مذهب در سياست و فرهنگ در ايران بکند. سنتى که رهبران و شخصيتهايش جزو اولين بيعت کنندگان با جريان اسلامى بودند. ضد انقلاب اسلامى را روى دوش سنت حزب توده ساختند که ضد - آمريکايى گرى بهر قيمت و تقويت اردوگاه بين المللى اش فلسفه وجودى اش را تشکيل ميداد و رژيم اسلامى را، مستقل از اينکه چه به روز مردم و آزادى مياورد، زمين بارورى براى مانور و مانيپولاسيون ميديد. رژيم اسلام را روى دوش سنت منحط ضد - مدرنيست، ضد "غرب زدگى"، بيگانه گريز، گذشته پرست و اسلام زده حاکم بر بخش اعظم جامعه هنرى و روشنفکرى ايران ساختند که محيط اوليه اعتراض جوانان و دانشجويان را شکل ميداد. خمينى پيروز شد، نه به اين خاطر که مردمانى خرافاتى عکس او را در ماه ديده بودند، بلکه به اين خاطر که اپوزيسيون سنتى و اين فرهنگ منحط ملى و عقبگرا، او را، که در واقع وارداتى ترين و دست سازترين شخصيت سياسى تاريخ معاصر ايران بود، "ساخت ايران"، خودى و ضد غربى تشخيص داد و به تمجيدش برخاست. ضد انقلاب اسلامى محصول اين بود که ابتکار عمل در صحنه اعتراضى از دست حرکت مدرنيستى - سوسياليستى کارگران صنعت نفت و صنايع بزرگ، به دست اپوزيسيون سنتى ايران افتاد. اينها بودند که پرسوناژ خمينى و سناريوى انقلاب اسلامى را از غرب تحويل گرفتند و عملا به توده مردم معترض فروختند. عليرغم همه اينها، معرکه گيرى اسلامى تنها توانست وقفه اى در روند انقلاب ٥٧ ايجاد کند. رويدادهاى دوره بلافاصله پس از قيام بهمن نشان داد که ديناميسم انقلاب هنوز برجاست. نشان داد که مردم، هرچه بر زبانشان انداخته شده بود، بهرحال نه براى اسلام بلکه براى آزادى و رفاه اجتماعى به ميدان آمده بودند و هنوز در ميدان مانده بودند. بالاخره، انقلاب ٥٧ مثل اکثر انقلابات، نهايتا نه با فريب و صحنه سازى، بلکه با سرکوبى بسيار خونين به شکست کشيده شد. فاصله ٢٢ بهمن ٥٧ تا ٣٠ خرداد ٦٠ تمام آن فرصتى بود که اسلام و حرکت اسلامى با همه اين سرمايه گذارى ها و تلاشها توانست براى موکلين مستاصل رژيم شاه بخرد. و البته از اين بيشتر نياز نداشتند. در تاريخ واقعى ايران، ٣٠ خرداد به ١٧ شهريور ميچسبد و حلقه بعدى آن است. خمينى، بازرگان، سنجابى، مدنى، فروهر، يزدى، بنى صدر، رجايى و بهشتى، نامهايى هستند که بايد بدنبال محمدرضا پهلوى، آموزگار، شريف امامى، بختيار، اويسى، ازهارى و رحيمى آورده شوند، بعنوان مهره هايى که يکى پس از ديگرى جلوى صحنه ميآيند تا شايد راه انقلاب و اعتراض مردم را سد کنند. رژيم سلطنت و مهره هاى رنگارنگش در مقابل ضربات پى در پى جنبش اعتراضى شکست خوردند. حکومت اسلامى، در عوض، قادر شد فرصت بخرد، نيروى ارتجاع را بازسازى کند و انقلاب مردم را به خونين ترين شکل در هم بکوبد. دستور کار هر دو رژيم يک چيز بود. نيم بيشتر مردم ايران جوان تر از آنند که حتى خاطره گنگى از انقلاب ٥٧ داشته باشند. رابطه اينها با رويدادهاى آن دوره بى شباهت به رابطه نسل انقلابيون ٥٧ با وقايع دوران مصدق و ماجراى ٢٨ مرداد نيست. دورانى سپرى شده و غير قابل لمس که ظاهرا فقط در ذهن نسل معاصر خودش زنده و مهم تلقى ميشود. روايتها از آن دوران زياد و مختلفند، اما بيش از آنکه چيزى راجع به حقيقت تاريخى بگويند، راجع به خود راوى و مکانش در دنياى امروز حکم ميدهند. انسان هميشه از دريچه امروز به گذشته مينگرد و در آن در جستجوى يافتن تائيدى بر اراده و عمل امروز خويش است. نوانديشان ما نيز در نگاه به انقلاب ٥٧، در پى برافراشتن پرچمى در ايران ٧٥ هستند. اما اين پرچم هميشه وجود داشته است. اينکه هر بار چه کسى، با چه تشريفاتى و با زمزمه چه اوراد و آياتى، زير اين پرچم حضور به هم ميرساند مساله اى ثانوى است. منصور حکمت انتشار اول: فصلنامه نقطه، شماره ٤ و ٥، زمستان ٧٤ و بهار ١٣٧٥ اين مقاله مجددا در خرداد ١٣٧٥، ژوئن ١٩٩٦، در نشريه انترناسيونال شماره ٢٩ منتشر شد. به نقل از انترناسيونال هفتگى شماره ٤٠ - ٢١ بهمن ١٣٧٩ - ٩ فوريه ٢٠٠١
0
0
15